با عشق علي هر كه سر و كار ندارد
با عشق علي هر كه سر و كار ندارد
خشكيده نهالي است پر و بار ندارد
از آتش دوزخ نهراسيم كه آتش
هرگز به محبان علي كار ندارد
****************
میلاد حضرت علی(ع)- سرود
آنكه خدا طرح جنان از رخ او كشد
هيبت او كلّ يلان را به زانو كشد
كعبه ي سيار كه دل را به هر سو كشد
نام علي كه مي برم عالمي هو كشد
محور افلاك علي پدر خاك علي
خواجه ي لولاك علي يل بي باك علي
آنكه بر او كعبه كند گريبان چاك علي
يا علي حيدر مددي(2)
*****
كار ولايت علي شيعه سازي بود
شيعه ي او را به فلك سرفرازي بود
نماز بي ولاي او بي نمازي بود
وضوي آن قسم به حق آب بازي بود
يك تنه لشكر شكند در خيبر شكند
وصله ي نعلين علي قيمت زر شكند
آنكه به يك غمزه ي او عشق هم سر شكند
يا علي حيدر مددي(2)
*****
شمس كه مه از رخ او وام گيرنده است
در بر والشمس رخش باز شرمنده است
او اسد ا.. است يد ا... است و توفنده است
هر كه مصافش برود قبر خود كنده است
شير به زنجير كشد تا كه شمشير كشد
عرش به هم مي ريزد تا كه تكبير كشد
او كه به هنگام نماز از تنش تير كشد
يا علي حيدر مددي(2)
*****
با علي اي ديده دگر پي دلبر نگرد
اي نفس ار بي او فرو رفته اي بر نگرد
اي كه به دور كعبه و منكر حيدري
كعبه ولادتگه اوست دور حيدر نگرد
كوه زره پشت علي عرش را كشته علي
مقدرات عالمي بسته ي مشت علي
اينكه جهنم يا بهشت كار انگشت علي
يا علي حيدر مددي
****************
میلاد حضرت علی(ع)- شور کف زنی
معني فرماندهي و رهبري
فرمانده لشكري و كشوري
ذكر علمدار شه كربلا
حيدريم حيدريم حيدري
اسد ا... علي ولي ا...(2)
*****
كار دو چشمش همه جا دلبري
دلبري و عشق و جنون پروري
ذكر لب فاطمه و مصطفي
حيدريم حيدريم حيدري
اسد ا... علي ولي ا...(2)
*****
كار دو چشمش همه جا دلبري
بود برازنده ي پيغمبري
ذكر علي اكبر ارباب ما
حيدريم حيدريم حيدري
اسد ا... علي ولي ا...(2)
****************
میلاد امیر المومنین علیه السلام مبارک
اي جوهر علم و جان عالم
اي جوهر علم و جان عالم
وي اسم تو روح جسم آدم
اي پشت فلك به حكمِ تعظيم
در پيش قدت به راستي خم
اي زنده ز فيض روح بخشت
روح القدس و مسيح و مريم
ايجاد تو گر نبود كِي بود؟
ز آدم اثر و نشان ز عالم
اسماء توأند آفرينش
اي خوانده خدات اسم اعظم
اوصاف محيّر العقولت
چون نطق مرا نمود ابكم
توصيف تو را بجستم از دل
فرمود مرا ز سرّ ملحم
در ذات خدا علي است ممسوس
بر عالميان خداي محسوس
*****
جز نور تو نيست جلوه در كس
خود جلوه تو را بود دگر بس
سلطان جهان تويي به تحقيق
هر روز به كسوتي ملبّس
اوصاف تو را به حقّ ادراك
چون غير تو كس نمي كند مسّ
هرگز نشود به دست افهام
از يال مدايحت ملمّس
در كس چو نيافت سمع دانش
سرّ تو نگفت نبي با كس
در مجلس عقل كل كه جبريل
سر خيل ملك بدي مدرّس
فرمود به وحي حق محمد
توصيف تو با لسان اقدس
در ذات خدا علي است ممسوس
بر عالميان خداي محسوس
*****
در حُسن تو چون ظهور ذات است
ابصار ذوي العقول مات است
از خَلق تو حُسن ذات پيداست
چون ذات به جلوه در صفات است
هر كس كه بديد قامتت گفت
اين معني قامت الصلاه است
با تيغ سر از درت نتابيم
دانيم كه اين دَرِ نجات است
مقتول غم توئيم و شاديم
كين كشته شدن به از حيات است
بي عشق تو روح در تنم نيست
چون عشق تو روح كائنات است
ما ذات خدا تو را نخوانيم
كين ذكر ذوات ممكنات است
در ذات خدا علي است ممسوس
بر عالميان خداي محسوس
****************
خواستم عشق را...
خواستم عشق را نظاره كنم
چشم ها را پر از ستاره كنم
خواستم تا كه از شب شعرم
قطعه اي نذر جشنواره كنم
عشق فرمود نذر نام علي
صدو ده بار استخاره كنم
گر كه شعري قشنگ مي خواهم
به علي بيشتر اشاره كنم
مي شود با حروف نام علي
وزن اشعار را اداره كنم
جاي دارد به وصف اين آقا
هر چه مي بينم استعاره كنم
گر چه اين ها به ما نمي گنجد
بحر در كوزه ها نمي گنجد
*****
هر صفا با علي صفا دارد
هر كسي با علي خدا دارد
روي قلب ستاره بنويسيد
مثل آقاي ما كجا دارد
چه كسي جز امام اول ما
پسرش شهر كربلا دارد
وقت معراج جز علي چه كسي
جا به دوش فرشته ها دارد
يا كدامين بزرگ در دنيا
دور خود اينقدر گدا دارد
عشق اگر عشق هم بود تنهاست
با ولاي علي بها دارد
آيت والي الولي مددي
صده و ده بار يا علي مددي
*****
صاحب رودخانه ي كوثر
دست پرورده اش بود بوذر
آن امامي كه در زمان نماز
مي دهت در ركوع انگشتر
آن كه در لابلاي جنگ احد
با نود زخم مي كند محشر
آن بزرگي كه كار كوچك او
كندن چهار چوبه ي خيبر
آن جواني كه عبدودها را
با يكي ضربه مي كند بي سر
ذكر هر پهلوان به ميدان ها
اسد ا... يا علي حيدر
دافع سيئاتمان حيدر
عجّلوا بالصلاتمان حيدر
*****
كاش مي شد خطابمان بكند
با نگاهي شرابمان بكند
كاش مي شد ابوتراب جهان
زير پايش ترابمان بكند
تو دعا كند نياد آن روزي
كه بخواهد جوابمان بكند
ما گناه كبيره ايم آقا
كاش آقا صوابمان بكند
ما گروه دعاي نامقبول
بايد او مستجابمان بكند
كاش مي شد كه خون ما ريزد
در ره عشق آبمان بكند
يا علي يا مسبب الاسباب
ما رعيت فقط شما ارباب
*****
اي وجود تو بركت عالم
اي منا اي صفا و اي زمزم
افتخار عشيره ي حوّا
ايلياي قبيله ي آدم
ذكر نام تو را خداي ودود
مي نويسد به حلقه ي خاتم
بر بلند ستيغ عاشورا
زده عباستان فقط پرچم
كاش مي شد مرا نگهداري
مثل مقداد و قنبر و ميثم
عارفم يا علي مدد گويم
ذكرتان تا الي الابد گويم
*****
ما از قديم شهره ي ...
ما از قديم شهره ي افلاك گشته ايم
زمزم نخورده ايم ولي پاك گشته ايم
قالو بلي نگفته اسير كسي شديم
آري به پاي مقدم او خاك گشته ايم
ما درون ظرف ولا نرم كرده اند
آنجا جدا زهر خس و خاشاك گشته ايم
ما خاك بوده ايم و مبدّل به گل شديم
با قطره هاي كوثر نمناك گشته ايم
با نام او خدا به گل ما دميده است
قدريم و برتر از همه ادراك گشته ايم
با لطف حق ز عالميان سر شديم ما
از شيعيان حضرت حيدر شديم ما
*****
بنت اسد كه بانوي سبز عفاف بود
در خانه ي خداش كه در اعتكاف بود
از طاق عرش تا در كعبه قدم قدم
خيل نبي ستاده و در انعطاف بود
لحظه به لحظه بر سر خدمتگزاريش
در بين حور و جن و ملك اختلاف بود
آن خانه اي كه قبله گه عرش و فرش بود
از آن به بعد دور علي در طواف بود
دست خدا به شوق وي آغوش باز كرد
در واقع اين حقيقتي است كه از آن شكاف بود
جا پاي او ميان زمين خوب ديده شد
وقتي كه حق دميد و علي آفريده شد
*****
بي تو قلم به صفحه ي انشا نمي رود
هر قطره ي چكيده به دريا نمي رود
تنها فقط نه ماه و ستاره در آسمان
خورشيد هم ميان ثريا نمي رود
هر كس كه نيست در دل او بغض دشمنت
نامش ميان احبا نمي رود
مجنون اگر نام تو يكبار بشنود
با اله قسم كه در پي ليلا نمي رود
احمد گرفت دست تو بر آسمان و گفت
دستي به روي دست تو بالا نمي رود
از بس كه جلوه هاي خدائيت منجلي است
حق دارد آن كسي كه گفت خداوند من علي است
*****
يادت به قلب مرده ي من جان شود علي
در اين كوير تشنه چو باران شود علي
تنها به گوش چشم ابوفاضلت ببين
عالم همه ابوذر و سلمان شود علي
عدل تو عين عدل خدا عدل محشر است
تا ذوالفقار دست تو ميزان شود علي
قرآن به روي نيزه ي صفين باطل است
تو آيه اي و حرف تو قرآن شود علي
دشمن ترين دشمن تو وقت احتضار
در محضر تو دست به دامن شود علي
وقت ركوعت آمده ام پس شعف بده
امشب برات كرببلا و نجف بده
*****
دستي كه پيش خانه ي مولا دراز نيست
در شرع بر جنازه ي آن كس نماز نيست
حتي ميان جمع محبين نمي رود
هر كس كه در مسير ولايت بساز نيست
اين معني درست و ضريب ولايت است
يعني كه روي حرف ولي اعتراض نيست
هر كس كه بغض دشمن مولا نداشته
جايي بغير دوزخش او را مجاز نيست
از اين سند كه هر كسي افراط مي كند
فرمود امام صادق او اهل راز نيست
امري كه از طريق ولايت نزول كرد
بايد بدون چون و چرايي قبول كرد
*****
اول تو نور بودي و شمس الضحا شدي
با نام خويش زينت عرش خدا شدي
مي خواست تا كه مثل خودش در زمين نهد
تو آمدي و آينه ي كبريا شدي
پاي تو حيف بود به روي زمين رسد
كعبه شكاف خورد و در آن پا گشا شدي
جنگيدي و خدا براي تو لاسيف گفته است
يعني كه تو براي خدا لافتي شدي
آيه رسيد و گفت بلغ اي رسول من
تو جانشين شدي و وليّ خدا شدي
****************
چه شد كه خشت سر ...
چه شد كه خشت سر خشت چيده شد كعبه
براي چيست كه اين قدر كشيده شد كعبه
مگر كه؟ از دل اين خانه مي زند بيرون
كه ناز مقدم او آفريده شد كعبه
كه آمد و چه شنيد و چه گفت مي داني؟
كه پيش خلق گريبان دريده شد كعبه
سر هم آمد و دوباره شكافت
كه تا قيام قيامت پديده شد كعبه
درخت بود و پر از ميوه هاي كال اما
علي رسيد و سه روزه رسيده شد كعبه
نمونه خط خدا را كه ديده است كجاست؟
علي قشنگ ترين دست خط دست خداست
*****
سه روز بر در كعبه نظاره مي كردند
دعا براي شكافي دوباره مي كردند
منجمين همه مبهوت در پي چاره
توسلي به ضريح ستاره مي كردند
دوباره ريخت به هم طرح كعبه و مردم
به سوي مادر و كودك اشاره مي كردند
رسيد ماه و زليخائيان ز يوسف ها
به خانه هر چه كه بود عكس، پاره مي كردند
ز حكم خنده وَ يا گريه هاي كودكي اش
از آن به بعد همه استخاره مي كردند
گشود چشم و زمين را پر از حلاوت كرد
بجاي گريه دو سه آيه اي تلاوت كرد
*****
قسم به ذات تو كه لايزال مي ماند
زبان زمان بيان تو لال مي ماند
تو پير عالم و سلمان چند صد ساله
كنار تو پسري خورد سال مي ماند
چنان كه آمده اي هيچ كس نيامده است
شكوه آمدنت بي مثال مي ماند
به روي سينه ي كعبه اِلي الأبد آقا
نشان آمدنت چون مدال مي ماند
در آخر غزل اي پاسخ سئوالاتم
براي من فقط اين يك سئوال مي ماند
از اين علي كه چنين آمده است در دنيا
چقدر فرق بود تا علي عرش خدا
*****
كه بود آمد و رفت و كسي نفهميدش
چه كرد او كه بشر چون خدا پرستيدش
صداي ساده ي نعلين پاره اش رفت و
فلك نديد كسي را به گَرد تقليدش
خدا كه گفت علي هست سوره ي اخلاص
خدا كه گفت علي هست عين توحيدش
چو ديد مزّه ي او را كسي نمي فهمد
به شاخسار زمين دست برده و چيدش
خلاصه خسته شد از نور دل خفاش
علي الصباح پليدي شكست خورشيدش
به عرش حك شده نامش به نام آب ترين
همين كه هست زمين را ابوتراب ترين
*****
اگر چه شيعه ي مانند من فراوان است
كسي كه مورد طبع علي است سلمان است
كسي كه پاي ولايت تمام قد مانَد
كسي كه در ره رهبر گذشته از جان است
كسي كه مثل علي پيش دشمنان طوفان
كسي كه مثل علي پيش دوست، باران است
دعا كنيد بصيرت دهد خدا ما را
بصيرت است كه ميزان كفر و ايمان است
اگر بصير نباشيد بعد پيغمبر
به روي مسند او جايگاه شيطان است
اگر بصير نباشيد باز مي بينيد
كه مثل فاطمه اي پشت درب سوزان است
اگر بصير نباشي امام بر حق را
به سجده كشته و گويي مگر مسلمان است؟!
اگر بصير نباشي ببيني آن دم را
كه چوب تو به لب قاريان قرآن است
حسين را بخدا بي بصيرتان كشتند
كنار آب لب تشنه بي امان كشتند
*****