خون جاری از رخ حبل المتین شد
مولای آسمان نقش زمین شد
شد کشته مولا آه و واویلا
حیدر حیدر حیدر مظلوم علی جان

محراب و مسجد و سجاده گلگون
از فرق شیر حق فواره زد خون
فرقش دو تا شد حقش ادا شد
حیدر حیدر حیدر مظلوم علی جان

الله الله از این لطف و عنایت
از قاتلش کند مولا حمایت
گوید اسیر است خار و حقیر است
حیدر حیدر حیدر مظلوم علی جان

زینب سلام الله علیها منتظر است بر درب خانه
مولا خون بر رخش گردد روانه
عباس کجایی یاری نمایی
حیدر حیدر حیدر مظلوم علی جان

خون از محراب خون هرگز نشویید
باید با مردم عالم بگویید
این قتلگاه است یا سجده گاه است
حیدر حیدر حیدر مظلوم علی جان

امشب قد حسن از غم خمیده
امشب رنگ حسین از رخ پریده
دل در خروش است مسجد خموش است
حیدر حیدر حیدر مظلوم علی جان
حیدر حیدر حیدر مظلوم علی جان