شفق نیلگون وقت غروب
رفت خورشید آخر شعبان
همه مردم به بامها بودند
تا که رؤیت شود مه رمضان

تا که رؤیت شد آن هلال عزیز
همه تکبیر شوق سر دادند
همه تبریک گفته با شادی
از مه نو به هم خبر دادند

مه غفران رسید خسته دلان
ماه رحمت مه صفا آمد
ماه معراج قاب قوسین است
ماه پرواز تا خدا آمد

الغرض روی بامها همه جا
شادمانی ز دیدن مه بود
همه از جان و دل به استقبال
بر لب خلق حمدُ لله بود

زین حکایت دلم عجیب گرفت
اشک از دیده ام روان گردید
کوفیان روی بامهای بلند
ماه بر نیزه ای عیان گردید

وای از آن شهر و بامهای بلند
مردمانی ز مکر و حیله و ننگ
ماه زینب به روی نیزه عیان
منتظر کودکان همه با سنگ

وای از کوفه و دل زینب
دل عمه چقد پریشان است
چشمهایش چه کم فروغ شده
رویت ماه گرچه آسان است

آسمان پر شهاب شد یک آن
دودمان حیا چو رفت به باد
سنگی از بام خانه ای آمد
ماه زینب ز روی نی افتاد ...  

محمود قاسمی – اراک

**********************************

حیف که ماه رمضان شد تمام
ماه دعا ماه صلات و صیام
ماه خدایی شده خود ساختن
دل ز همه شسته به او باختن
ماه پر از نور الهی شدن
خانۀ دل طور الهی شدن
شب همه شب تاب و تبی داشتیم
اشک و مناجات شبی داشتیم
ماه خدا داشت چه عمر کمی
عمر کمش بود بسان دمی
ذکر خفی ورد جلی داشتیم
زمزمۀ علی علی داشتیم
روز در آغوش خدا جای ما
شب همه شب لیلۀ احیای ما
روز نفس‌ها همه بودی نماز
شب همه در ناله و راز و نیاز
روز ز سوز عطش افروختن
شب همه دم شمع شدن سوختن
نیمۀ مه هر چه سخن داشتیم
بر لب خود مدح حسن داشتیم
جلوه ز حُسن ازلی داشتیم
روشنی از ماه علی داشتیم
ماه خداوند علیک السلام
رفتی و باز آمده عید صیام
عید خدا عید دعا عید نور
چشم بد از صبح دل‌آراش دور
عید قبولی صیام همه
سجده و تکبیر و قیام همه

عید وصال است وصال خدا
محو شدن محو جمال خدا
خندۀ شادی به لب روزه‌دار
آتش حسرت به دل روزه‌خوار
آنکه در این مه زده خود را به خواب
وای بر او در صف یوم الحساب
طایفه‌ای را همه با جام نور
داده خداوند شراباً طهور
وصل خدا شامل حال همه
قرب خداوند حلال همه
طایفه‌ای تلخ شده کامشان
روز شده تیره‌تر از شامشان
کور ز دیدار تجلاّی نور
دور ز رحمت خدای غفور
خار چه سهمی برَد از بوستان؟
-
وصل خداوند و علی دوستان

کیست علی؟ تمامِ هست خدا
گوش خدا، دیده و دست خدا
کیست علی؟ وصی ختم رسل
کیست علی؟ عصارۀ عقل کل
کیست علی تجلی کبریا
لحم و دم و نفس رسول خدا
کیست علی؟ روح صلات و صیام
کیست علی؟ رکن قعود و قیام
سکوت ما صحبت ما یا علی است
قبولی طاعت ما یا علی است
مغز، علی و دگرانند پوست
فشردۀ هزار و یک اسمِ هوست
یک شبش از عمر جهان برتر است
یک دمش از طاعت عالم سر است
مهر علی نور کند نار را
مهر علی لاله کند خار را

مهر علی کار مسیحا کند
مردۀ دل را علی احیا کند
مهر علی رحمت بی‌انتهاست
مهر علی تمام لطف خداست
مهر علی ولایت انبیاست
مهر علی هدایت انبیاست
مهر علی تمام ایمان بوَد
مهر علی حیات قرآن بوَد
مهر علی چراغ آئین ماست
مهر علی تمامیِ دین ماست
مهر علی کلاس عمّارهاست
نتیجه‌اش میثم تمّارهاست
ما به تولّای علی زاده‌ایم
روز ازل دل به علی داده‌ایم
این سخن خلق همه عالم است
گر چه روان از قلم «میثم» است

سرود آب و گل ما یا علی است
حرف زبان و دل ما یا علی است

استاد غلامرضا سازگار

***************************

این ناله و آهم یا سیدی العفو
این روی سیاهم یا سیدی العفو
****
من عبد گنه کار تو داور غفار
من بندۀ رسوا تو خالق ستار
این اشک خجالت این آه شرر بار
این جرم و گناهم یا سیدی العفو
****
از کثرت عصیان، نوشم شده نیشم
دردا که نمانده، راه پس و پیشم
خجلت زده از تو، شرمنده ز خویشم
هستی تـو گواهم یـا سیدی العفو
****
کردند گناهان پامال چو مورم
هم غرق گناهم، هم مست غرورم
فریاد که کرده لطف تو جسورم
بین عمر تباهم یا سیدی العفو
****
هر سو که به غفلت افتاد گذارم
نه بود شکیبم، نه بود قرارم
دیدم که رفیقی غیر از تو ندارم
کردی تو نگاهم یا سیدی العفو
****
ای ذات یگانه‌، ای حی ودودم
دردا که به سویت دستی نگشودم
با آنکه فراری از کوی تو بودم
دادی تو پناهم یا سیدی العفو
****
ای بسته امیدم بر لطف عظیمت
ای عفو تو معلوم از اسم رحیمت
تـا آنـکه بتـازم بـر نـار جحیمت
اشک است سپاهم یا سیدی العفو

استاد غلامرضا سازگار

**************************

این شبا که فصل سبز ، استجابت دعائه
قدر بدون که اینجا جای ، نزول فرشته هائه
نیگا کن ببین درای ، آسمون روی تو بازه
لحظة آبی پرواز ، موسم راز و نیازه
توی این آسمون نور ، حالا هستی یه ستاره
درد دل کن با حبیبت ، از صمیم دل دوباره
بگو ای خدای دلها ، مهربون هر دو عالم
ممنونم که بین خوبات ، دوباره تو دادی راهم
تویی که بنده نوازی ، به بدیم نیگا نکردی
تک و تنها من و بین ، تاریکی رها نکردی
تا بشم یه چشمة نور ، تا صدات کنم خدایا
دستای من و گرفتی ، تو من و آوردی اینجا
حرف آخر من اینه ، قسمت می دم به ارباب
غرق دریای گناهم ، جون زینب من و دریاب
عنایت کن که بگیرم ، این شبا نور خدایی
دستم و بگیر دوباره ، تا بشم کرب و بلایی
یوسف رحیمی

********************************

وا شده از لطف خدا    همه درای آسمون
پهنه برای عاشقا       سفره ی ماه رمضون
بارمونو سبک کنیم     بیا دلارو صاف کنیم
از خطاها پیش خدا       بیا تا اعتراف کنیم
بار گناه   نامه تباه  پر اشتباه  ببین خدا رسیده مهمون
با دل پر   با دل پر   شبیه حُر  اومده ام زار و پشیمون
الهی العفو
صدای ربنا میاد        ذکر هوالغفور بگیر
به زیر نور رحمتش   تو هم بیا و نور بگیر
خاک مفاتیح و بگیر    دعای افتتاح بخون
بگو فقط دردِ دلت    پیش خدای مهربون
تو غفلتم   ناراحتم  ؛ جهالتم  چه کارایی که داده دستم
شرمنده ام  شرمنده ام بازنده ام  هوای نفس داده شکستم
الهی العفو

رضا تاجیک

**************************************

یا عَظیمَ المَن! گناه آورده ام
غافرُ التَوب! اشتباه آورده ام
لا تُؤدِّبنی، خودم شرمنده ام
تازه قلبم را به راه آورده ام
عُدّتی فی کُربَتی! دلخسته ام
من جوانیِ تباه آورده ام
صاحِبی فی شِدّتی! من را مران
رو به سوی باراله آورده ام
أینَ عَفوُک؟ أینَ سِترُک؟ یا جَمیل!
نامه ای غرق گناه آورده ام
قاضیُ الحاجات، خَیرُالحاکمین!
رو به ربِ دادخواه آورده ام
یا أنیسَ الذّاکرین و یا بَصیر!
اشک توبه از نگاه آورده ام
یا حَلیم و یا کَریم و یا غَفور!
خلوتی، تار و سیاه آورده ام  
هارِبٌ مِنکَ إلَیکَ، یا اله!
من به سوی تو پناه آورده ام
وَاصرِف عَنی سَیّدی الأسواء، حفیظ!
وَاقضِ عَنَّ الدَین، آه آورده ام
یا غیاثَ المُستغیثین! ربّنا!
یک زبان عذر خواه آورده ام
لا تُخَیِّبنی،أنا العَبدُ الحُسین
گریه بر این پادشاه آورده ام

رضا تاجیک

*******************************

مانند طفل در به دری گریه میکنم
مثل گدای پشت دری گریه میکنم
اشک مرا زمان گدایی ندیده اند
این بار چون تو میگذری گریه میکنم
حالا که بین این همه مردم زیادیم
از این به بعد یک نفری گریه میکنم
حتی اگر مرا بزنی قول میدهم
با آب و تاب بیشتری گریه میکنم
تنبیه تو حواس مرا جمع میکند
من سالها ز خیره سری گریه میکنم
بار مرا کسی نخریده...تو می خری؟!
بار مرا بخر, نخری گریه میکنم
از چند جا شکسته پرم..ای شکسته بند!
از غصه شکسته پری گریه میکنم
این روزه ها به درد قیامت نمیخورد
دارم برای بی سپری گریه میکنم
آقا نیامد و دل ما همچنان شکست
پس پای سفره سحری گریه میکنم
جان همان که زائر بابا نشد مرا
یک کربلا ببر , نبری گریه میکنم

علی اکبر لطیفیان

************************************