اشعار استاد سازگار در مدح و مصیبت امام جعفر صادق علیه السلام


در شهر مدینه غوغاست خون بر دل آل طاهاست 
در مرگ امام صادق از گریه قیامت برپاست 
شمع ولایت گشته خاموش 
موسی ابن جعفر شد سیه پوش 
یا فاطمه سرت سلامت

قلبش شده پاره پاره خیزد ز دلش شراره 
گرید ز غمش مفضّل بر سینه زند زُراره 
یاران به دنبال جنازه 
داغ همه گردیده تازه 
یا فاطمه سرت سلامت

افتاده خزان بر باغش بنشسته به دلها داغش 
جاری شده اشک زهرا بر تربت بی چراغش 
اندوه و اشک و آه و صبرش 
بالله بود پیدا ز قبرش 
یا فاطمه سرت سلامت

کی دیده که صاحبخانه دنبال عدو شبانه 
با پا و سر برهنه بیرون رود از کاشانه 
از خانه با پای پیاده 
بر قصر قاتل رو نهاده 
یا فاطمه سرت سلامت 
یا فاطمه سرت سلامت

******************************************

چه ظلم‌ها که به اولاد مصطفی کردند 
خدا گواست به آل علی جفا کردند 
گلوی تشنه بریدند از حسینش سر 
سر مقدس او را به نیزه‌ها کردند 
امام چارم ما را به شام آوردند 
میان خلق ورا خارجی صدا کردند 
امام پنجم ما را به زهر کین کشتند 
بسا ستم که به آن حجت خدا کردند 
به بیت حضرت صادق هجوم آوردند 
قیامتی دگر از این ستم به پا کردند 
سر برهنه دل شب ز خانه‌اش بردند 
چه ظلم‌ها که به آن نجل مصطفا کردند 
در آن سیاهی شب، اهل بیت آن مظلوم 
گریستند و برای پدر دعا کردند 
همه سواره و او را پیاده می‌بردند 
نه رحم کرده، نه از حضرتش حیا کردند 
سه بار تیغ کشیدند بهر کشتن او 
عجب به عهد رسول خدا وفا کردند! 
امام صادق ما را به زهر کین کشتند 
مدینه را زغمش دشت کربلا کردند 
هزار مرتبه نفرین حق بر آن قومی 
که خط خویش ز آل علی، جدا کردند 
برای غصب خلافت زدند زهرا را 
چه شد که کودک ششماهه را فدا کردند 
به جای شاخۀ گل بار هیزم آوردند 
حقوق فاطمه را پشتِ در ادا کردند 
بسوز و شعله برافروز از جگر «میثم» 
که حمله بـر حرم وحی کبریا کردند

******************************************

ای صداقت سجده آورده به خاک پای تو 
صدق در گفتار و در کردار و در سیمای تو 
فضل و دانش ذره‌ای در پیش خورشید کمال 
عقل و ایمان سایه‌ای از قامت رعنای تو 
هر چه گیرد اوج فضل و دانش و علم و کمال 
کرسی تدریس باشد تا قیامت جای تو 
کوه طاعت بی ولایت کمتر است از پّرِ کاه 
نامۀ اعمال مردود است، بی امضای تو 
فضل و توحید و کمال و منطق و علم و اصول 
زنده‌تر هر روز از گفتار روح‌افزای تو 
هست چون ذات خداوند تعالی بی‌مثل 
در کمال بندگی شخصیت والای تو 
کعبۀ جان هستی و پیراهن انوار حق 
چون لباس کعبه زیبد بر قد و بالای تو 
بو بصیر و جابر و حمران و هارون و هشام 
قطره‌های کوچکی هستند در دریای تو 
با وجود آن که چون خورشید می‌تابی به دل 
همچنان مجهول مانده قدر ناپیدای تو 
آید از هارون مکّیِ تو اعجاز خلیل 
ای خلیل الله از آغاز، رهپیمای تو 
تا قیامت هر چه گل می‌روید از بستان وحی 
بر روی هر برگ آن نقشی است از سیمای تو 
چشمۀ عرفان تویی، عرفان ز فیضت چشمه‌ای 
معنی ایمان تویی، ایمان بوَد معنای تو 
مهر هر پروندۀ طاعت همان مُهر شماست 
حق‌پرستی بت‌پرستی می‌شود منهای تو 
آفرینش تشنۀ علم است و می‌بینم مدام 
کوثر دانش سرازیر است از صهبای تو 
نخل سبز نهضت سرخ حسینی میوه داد 
از زلال دانش و از منطق گویای تو 
در عبادت، در تضرع، در مناجات و دعا 
لحظه‌ها بودند هر شب لیلۀ الاحیای تو 
با چه جرأت دوزخی‌ها در سرایت ریختند 
ای دل اهل تولا جنۀ الماوای تو 
دست بسته، سر برهنه، جسم خسته، لب خموش 
ریخت بین ره عرق از طلعت زیبای تو 
با وجود آنکه عمری سوختی و ساختی

شهادت جانسوز امام صادق علیه السلام تسلیت.13

بيا مادر که دلگيرم  دارم از غصه مي ميرم
ديگه از ناسزا سيرم   واي واي واي واي
دل من پر ز ماتم شد  قدم از غصه ها خم شد
شب و روزم محرم شد   واي واي واي واي
منو با خود ببر تو مادر ازاين مدينه دلم گرفته
داره چشمام کوچه ي داغ تو رو مي بينه دلم گرفته
امون اي دل (6) واي واي واي واي

غريب و بي طرفدارم  که گره خورده بر کارم
دارم از غصه مي بارم واي واي واي واي
رفته از سن و سال من  شده وقت زوال من
خنده دارن به حال من واي واي واي واي
شبونه مي ريزن تو خونم نامردا مي شن بلاي جونم
نميذارن اينا که حتي نمازم و من کامل بخونم
امون اي دل (6) واي واي واي واي

يه مدينه پر از دشمن  کينه دارن همه از من
مي شم آماده ي رفتن واي واي واي واي
پسر پير تو امشب   مي برن پشت یک مرکب
رسيده جون من بر لب   واي واي واي واي
خدا اون روزي رو نياره که پيرمردي غريب و مضطر
با خواهش از نفس بيافته به پيش يک عده قوم کافر
امون اي دل (6) واي واي واي واي

رضا تاجيك

شهادت جانسوز امام صادق علیه السلام تسلیت.12

من که رئيس مذهبم  جانم رسيده بر لبم
در زير تازيانه ها   من روضه خوان زينبم
واويلا  واويلا  واويلتا

رفته نور اميد من   آنکه از غم رنجيده؛ من
خاکي شده روي زمين   محاسن سپيد من
واويلا  واويلا  واويلتا

پا برهنه دويده ام    با اين قد خميده ام
به ياد عمه رقيه     من ناسزا شنيده ام
واويلا  واويلا  واويلتا

رضا تاجيك

شهادت جانسوز امام صادق علیه السلام تسلیت.11

من که رئيس مذهبم  جانم رسيده بر لبم
در زير تازيانه ها   من روضه خوان زينبم
واويلا  واويلا  واويلتا

رفته نور اميد من   آنکه از غم رنجيده؛ من
خاکي شده روي زمين   محاسن سپيد من
واويلا  واويلا  واويلتا

پا برهنه دويده ام    با اين قد خميده ام
به ياد عمه رقيه     من ناسزا شنيده ام
واويلا  واويلا  واويلتا

رضا تاجيك

شهادت جانسوز امام صادق علیه السلام تسلیت.10

ميره از شهر مدينه  يه پيرمرد تنها تنها تنها
روي لبهاي کبودش گل مي کنه زهرا زهرا زهرا
اي غريب آقام (2)  اي غريب آقاي من
از تو غصه ها مي شنوم صداي تو رو صداي تو رو
بين شعله ها مي شنوم نواي تو رو نواي تو رو
پُر ز ردِّ پا من مي بينم عباي تو رو عباي تو رو
امون ز غم دل   داره عالم مي سوزه
 آقام بي حرمه   هنوزم که هنوزه
اي غريب آقام (2) اي غريب آقاي من

رفته تو کوچه ي غمها  با چشماي دريا دريا دريا
زنده  مي شه برا آقا رنجنامه ي مولا مولا مولا
اي غريب آقا (2) اي غريب آقاي من
بي عمامه توي کوچه ها سينه ميزنه سينه ميزنه
مي خونه اوني که مي زنيد مادر منه مادر منه
زير لب مي گه کاش جاي اون منو بزنه منو بزنه
امون ز غم دل   داره عالم مي سوزه
آقام بي حرمه   هنوزم که هنوزه
اي غريب آقام (2) اي غريب آقاي من

دلخون  ميشه آقائيکه دلخسته ي شهره اي واي اي واي
 بارون     ميباره آقاکه  از  سوزش زَهره اي واي اي واي
اي غريب آقام (2) اي غريب آقاي من
زيارتش روزيمونه با کرم آقا کرم آقا
به روي دستامون مي گيريم علم آقا علم آقا
پشت منتقم ما مي سازيم حرم آقا حرم آقا
امون ز غم دل   داره عالم مي سوزه
آقام بي حرمه   هنوزم که هنوزه
اي غريب آقام (2) اي غريب آقاي من

رضا تاجيك

شهادت جانسوز امام صادق علیه السلام تسلیت.9

امون از اين شهر مدينه           دوباره روزگار مي بينه
دستاي مظلومي رو بستن
فاطمه باز عزا گرفته
             
ذكر خدا خدا گرفته
دوباره قلبشو شكستن
مي مونه تو دل تا ابد قصه غريبي با علي
   
جرم اين آقا بوده كه زير لب مي گه يا علي
شهر غصه ها شاهد عزاي حيدر
شاهد آتش و سوزش ديوار و در

شاهد كشتن غنچه اي پيش مادر
بسوز اي دل بسوز3  علي غريب هنوز

واجبه احترام معصوم        ولی(1) نباید بشه محروم
تو شهر مادریش مدینه
بمیرم ای خدا که این مرد        به دست یک امت نامرد
به خاک کوچه ها می شینه
وحشیونه تو حجرشن  وقتی نازشو می کشن   از زیر پای آقامون  جانمازشو می کشن
از این فاجعه قلب آسمونا خون جگره
هتک حرمت خونه ی پسر پیمبره
این مرد غریب  مثل علی بدون یاوره
بسوز ای دل بسوز3  علی غریب هنوز

رضا تاجیک

 

 

شهادت جانسوز امام صادق علیه السلام تسلیت.8

ای خوشه ای ز خرمن فیضت تمام علم
با منطق تو اوج گرفته مقام علم
پرواز کرده دور سرت مرغ بام علم
برپا به پای کرسی دَرست قیام علم
با صد زبان به علم کلامت سلام علم
هر جا که علم بود تو بودی امام علم
تو وارث کمال و جلال محمدی
مصداق صدق و صادق آل محمدی

میلاد دانش از نفس مشک بوی توست
آیینة تمام کمالات روی توست
یادآور رسول خدا خلق و خوی توست
دارالشفای هر دل بیمار کوی توست
پیوسته علم تشنه لب آب جوی توست
گلواژه های وحی پر از رنگ و بوی توست
علم و کمال بر سخنت بوسه می زند
آیات وحی بر دهنت بوسه می زند

دانشوران چو مرغ اسیرند رام تو
آب حیات خورده فضیلت ز جام تو
بگرفته هوش از سر دشمن هشام تو
دل نیست آن دلی که نیفتد به دام تو
علم و کمال و فضل و ادب فیض عام تو
جوشد هماره علم کلام از کلام تو
ملک وجود محفلی از یادواره ات
هر لحظه از گذشت زمان یک هزاره ات

بی منطق رسای تو قرآن زبان نداشت
بی معجز کلام تو، توحید جان نداشت
بی طاعت تو پیکر تقوی روان نداشت
بی مکتب تو طایر وحی آشیان نداشت
بی همت تو دین، شرف جاودان نداشت
بی سینة وسیع تو دانش مکان نداشت
گفتار علمی تو فزون از شماره بود
درس تو انقلاب حسینی دوباره بود

ملک خداست معرکة اقتدار تو
خوبان دهر جد توأند و تبار تو
توحید معتبر شده از اعتبار تو
گلخانة وسیع امامت بهار تو
بحرالعلوم قطره ای از جویبار تو
شیخ مفید لاله ای از لاله زار تو
طوسی و مجلسی و صدوقت سه آیتند
با نور دانش تو چراغ ولایتند

آنانکه راه عترت و قرآن گرفته اند
تو نیستی و از نفست جان گرفته اند
فضل و کمال و دانش و عرفان گرفته اند
قدر و جلال و عزت و ایمان گرفته اند
نور از زُراره فیض ز حِمران گرفته اند
بینش ز بوبصیر فراوان گرفته اند
ای وارث علوم امامان راستین
داری هزار جابر حَیّان در آستین

بی نطق تو ریاض نیایش ثمر نداشت
دریای موج خیز ولایت گهر نداشت
در سینه آسمان امامت قمر نداشت
آیات روحبخش الهی اثر نداشت
قرآن زبان و دین سند معتبر نداشت
نخل امید خون خداوند بر نداشت
ای در تو هیبت حسن و غیرت حسین
فرقی نداشت نطق تو و نهضت حسین

با آنکه خاک پاک مدینه دیار توست
ویرانة بقیع دل ما مزار توست
تا روز حشر سینة ما دغدار توست
هر شیعة شکسته دلی اشکبار توست
قلبش ز دور مشعل شب های تار توست
هر شب امام منتظران بی قرار توست
صورت نهاده یوسف زهرا به خاک تو
گرید هماره بر جگر چاک چاک تو

ای آفتاب زائر صحن و سرای تو
عمری مدینة دل ما کربلای تو
گردون پر از ستارة اشک عزای تو
خاموش شد چگونه صدای دعای تو
چون شمع آب گشت ز سر تا به پای تو
چشمی بده که گریه کنم از برای تو
جرمت چه بود ای پسر فاطمه ، چرا
منصور کشت از ره کین بارها تو را

شرح غم تو خون به دل سنگ خاره کرد
منصور دون به تو ستم بی شماره کرد
مانند شمع، آب تنت را هماره کرد
قلب تو را ز زهر جفا پاره  پاره کرد
با کشتن تو بغض دل خویش چاره کرد
در نای سوخته نفست را شراره کرد
تنها نه در غم تو روان اشک "میثم" است
گریان به یاد غربت تو چشم عالم است

استاد غلامرضا سازگار

شهادت جانسوز امام صادق علیه السلام تسلیت.7

اي دل، آخر يه روز در بقيع وا مي شه
اي دل، قرار روضه خوني ما مي شه
مي باريم، يه دعا داريم، مگه ما صاحب نداريم
رو قبرش، تا بياد مهدي، دو تا شاخه گل ميذاريم
واويلا - آه و واويلا 2 - واي
اي دل، حريم آقامون شده ويرونه
اي دل، نگاه شيعه تا ابد، حيرونه
دل خونم، زار و محزونم، به ياد آقام مي مونم
تو ختم، پسرش صادق، روضه مادر ميخونم
واويلا - آه و واويلا 2 - واي
اي دل، اگه مي بيني بي کس و دلخستن
اي دل، چهار امام ما با هم عهد بستن
روزي که، ميون کوچه، چادر زهرا خاکي شد
تو رويا، مزار پاک، اين چهار آقا خاکي شد
واويلا - آه و واويلا 2 - واي

رضا تاجيک

اللهم عجل لولیک الفرج....

شيعه گرفته آبرو از مکتب افلاکي تو
شيعه حرم مي سازد آخر بر مزار خاکي تو
مي چکد روي آن  قبر بي سايبان  اشک صاحب زمان
واغربتا 3
پاي برهنه پشت مرکب مي دود فرزند حيدر
از شانه هاي او عبا افتاده و عمامه از سر
مي کشد بي حيا   دربين کوچه ها   شيخ الائمه را
واغربتا 3

امير حسين الفت

شهادت جانسوز امام صادق علیه السلام تسلیت.6

اي سلام خدا به قبر ويران تو
چشم صاحب زمان هميشه گريان تو
آرزومند حريم توئيم    سائل دست کريم توئيم
يا امام صادق  (علیه السلام)3   واویلا    2
مرتضاي غريب شهر پيغمبري
بوده اي چون حسن ز عمق دل مادري
ارث غربت ز علي برده اي    وسط کوچه زمين خورده اي
يا امام صادق  (علیه السلام)3   واویلا    2
ام فضل لعين آمده مهماني ات
تازيانه زده به جسم نوراني ات
حق آن موي سفيد تو را    داده آن خليفه با ناسزا
يا امام صادق  (علیه السلام)3   واویلا    2

رضا تاجيک

شهادت جانسوز امام صادق علیه السلام تسلیت.5

پاي برهنه بر پشت مرکب             بر روي لبهايم يارب يارب
من گريه مي کردم آن شب آن شب     با ياد غمهاي عمه زينب
چون علي دستان من در کوچه بستند، واي
حرمت موي سفيدم را شکستند
حال زارم را ناگه برآشفتند      مادرم زهرا را ناسزا گفتند
اي مدينه از کدامين غم بگويم
غربت حيدر شده بغض گلويم
آه و واويلا صد آه و واويلا
کاشانه ام مي سوزد در آذر     شد زنده در ذهنم ياد حيدر
بين در و ديوار ياس پرپر       طفلي صدا مي زد مادر مادر
در ميان شعله ها پروانه مي سوخت، واي
مادري در پشت درب خانه مي سوخت
اين غم عظما کرده زمين گيرم     عاقبت من با اين روضه مي ميرم
اي مدينه از کدامين غم بگويم
غربت حيدر شده بغض گلويم
آه و واويلا صد آه و واويلا
کرببلا ديدن دارد آقا           شيش گوشه بوسيدن دارد آقا
پشت در اين خونه مي شينم      اين حلقه بوسيدن دارد آقا
آرزومونه ازت حاجت بگيريم، واي
توي صحن کربلا هيئت بگيريم
سينه زنهات و آقا بده توشه      يک شب جمعه پائين شيش گوشه
تا سحر پائين پاي تو بمونيم
قول ميديم که روضه اکبر نخونيم
آه و واويلا صد آه و واويلا
دلهاي ما امشب پر احساسه     امشب دلم مست بوي ياسه
کرببلا مي ده خانوم زهرا          تذکره ها تو دست عباسه
آرزومونه همه امشب خدايي، واي
با همين پرچم بشيم کرببلايي
ما که دلهامون مست اباالفضله     آخرين امضاء دست اباالفضله
اي علمدار حرم امشب دخيليم
ما بجون خواهرت زينب دخيليم
آه و واويلا صد آه و واويلا

امير حسين الفت

شهادت جانسوز امام صادق علیه السلام تسلیت.4

امشب چرا اینقدر نورانی ست؟
شاید کسی نان می پزد شاید
شاید کسی نذری پزان دارد
بدجور بوی دود می آید!

از کوچه تنگ بنی هاشم
نزدیک باب جبرئیل انگار
آری، شعاع سرکش این نور
از بیت «صادق» می رسد اینبار

ای وای اینجا نور؟! نه نار است
انگار دارم خواب می بینم
نه، مثل اینکه عین بیداری ست
پروانه ای بی تاب می بینم

ای کاش میمُردم، نمی دیدم
اینگونه احوال امامم را
شرمنده ام از اینکه می گویم
تعبیرهای نا تمامم را:

فرزند ابراهیم و اسماعیل
بر روی آتش راه می پیمود
آن آتشی که سرخی داغش
بود از تبار هیزم نمرود

از خاطرات کوچه، تصویری
ناگاه در ذهنش تجسّم کرد
اشک از کنار گونه اش بارید
بغض فدک در او تلاطم کرد

یاد دوشنبه آتشش می زد
کوثر میان شعله ها می سوخت
چشم دلش را بین آن غوغا
بر مادر بی یاوری می دوخت

یاد امیرالمؤمنین می کرد
آن «یابنَ أم...إستَضعَفونی» را
یکباره در پیش نگاهش دید
مسمارهای داغ خونی را

بر گریه هایش خنده می کردند
بر ناله هایش هلهله، امّا...
او خواند در آن حال نامطلوب
چندین و چندین نافله، امّا...

یک حرف در این سینه جا مانده
زخم سر و پیشانی اش از چیست؟
آثار ناموزونِ خاک آلود
بر چهره ی عرفانی اش از چیست؟

این کوچه تاریک است و ناهموار
بی شک به روی خاک افتاده ست
با دیدن این ماجرا یادِ...
آن صحنه ی غمناک افتاده ست

با دست های بسته و تهدید
مزد رسالت را ادا کردند
یک مشت نامرد خدا نشناس
بی حرمتی بر هل اتی کردند

موی سپیدش را نمی بینید!
آه نفس هایش که می آید
کف می زنید و قهقهه هرگاه
آوای زهرایش که می آید

این باغ و پر پر کردنش؟ هرگز
آقای ما هجده بغل یاس است
از مادرش حرفی نزن! خاموش
بر نام زهرا سخت حسّاس است

این خاندان ارثش پریشانی ست
گاهی مدینه گاه در کوفه
یا در حصار شصت طغیانگر
یا روضه های داغ مکشوفه

آقا خودش هم خوب می داند
بی کربلا این شعر ویران است
باید بمیرد شاعرش، وقتی
حرف از لب و تشت است و دندان است

یک روز در تشتی جگر دارند
یک روز در آن تشت، سر دارند
یک روز سرهایی که بر دار اند
یک روز بر داری قمر دارند

این بیت ها قدری معطّل شد
تا اینکه حرف تلّ و مقتل شد
در گیر و دار قافیه، آخر
شاعر درون شعر منحل شد

مجید لشکری

شهادت جانسوز امام صادق علیه السلام تسلیت.3

می سوزم از زهر    کینه      کجایی ای مادر(2)
دارم به تن من نشانه ها   از شراره ی   تازیانه ها     کجایی ای مادر(2)
بی مونس  و بی یاورم      می  سوزد از پا تا سرم      در لحظه های آخرم
دیگر ز پا فتادم   مادر برس به دادم
دشمن در این شهر     کینه     بال و پرم را چید(2)
موی سفیدم را ندید    بر غریبی و     اشک و ناله ام      با طعنه میخندید(2)
سجاده ام را این پلید  از زیر پای من کشید   جانم دگر بر لب رسید
دائم در این نوایم    در یاد مجتبایم
مهمان ناخوانده    دارم     هر شب در این خانه (2)
در شهر پیغمبر آمده     با لگد زده  بر درخانه     شبانه وحشیانه(2)
در پشت ناقه دل غمین    من می شدم نقش زمین   ذکرم امیرالمومنین
علی و ناله و درد    زهرا و آن چهل مرد

رضا تاجیک

شهادت جانسوز امام صادق علیه السلام تسلیت.2

ای اباعبدلله مدینه(2)   وارث غمهای زخم سینه(2)
نیمه شب  جان به لب  می دویدی دنبال مرکب
اشک تو روضه خوان  گشته بر عمه زینب
واغریبا (4)
حرمتت را در کوچه شکستند(2)   ریسمان بر دستان تو بستند(2)
بین آن شعله ها  ذکر تو مادر مادر  مادر
بی حیا    می کشید    دست تو مثل حیدر
واغریبا (4)
بی حیا در کوچه وحشیانه (2)  می زند بر جسمم تازیانه(2)
نیمه جان  قد کمان  ناتوان  غرق در ناله ام
پای این   مرکبم      یاد آن  سه ساله ام
واغریبا(4)
امیر حسین الفت

شهادت جانسوز امام صادق علیه السلام تسلیت.1

می سوزد  در آتش  خانه ام  ای مادر
می خندد  دشمن بر ناله ام  ای مادر
واویلا  واویلا
نیمه ی شب   جان بر لب  پشت مرکب   می دویدم
ناسزا و   طعنه ها از  خصم کافر   می شنیدم
من غریبم
من هستم  وارث  غمهای بوتراب
جد من  را کشتند  بین دو  نهر آب
واویلا واویلا
روز و شب با   روضه های   عمه زینب  در فغانم
گه به یاد  راس پرخون   گه به یاد   خیزرانم
من غریبم

امیرحسین الفت

شهادت جانسوز امام صادق علیه السلام تسلیت.

همان امام غریبی که شانه اش خم بود
به روی شانه پیرش غم دو عالم بود
میان صحن حسینیه دو چشمانش
همیشه خاطره ظهر یک محرم بود
دل شکسته
او را شکسته تر کردند
شبیه مادر مظلومه اش پر از غم بود
اگر تمام ملائک ز گریه می مردند
به پای خانه آتش گرفته اش کم بود
حدیث حرمت او را به زیر پا بردند
اگرچه آبروی خاندان آدم بود
شتاب مرکب و بند و تعلل پایش
زمینه های زمین خوردنش فراهم بود
مدینه بود شرر بود و خانه ای ساده
چه خوب می شد اگر یک کمی حیا هم بود
امان نداشت که عمامه ای به سر گیرد
همان امام غریبی که شانه اش خم بود

علی اکبر لطیفیان

رحلت یادگار امام مجتبی در ایران حضرت شاه عبدالعظیم حسنی علیهما السلام تسلیت باد.

تو حرم عبدالعظیم   با نظر لطف خدا
برو با پر و بال دل      تا حرم کرببلا
صفا کن با این آقا            ببین لطف و عطا رو
ثواب این زیارت                   نوشتن کربلا رو
سیدی أباالقاسم 4

تو آقای خوش سخنی     امید و هستی منی
یه جور دیگه میخوادت   این دل امام حسنی
تو صحن تو نشستم                تو قلب من نشستی
مثه آقام اباالفضل                 تو عبد صالح هستی
سیدی أباالقاسم 4

روی پرو بال نسیم    شبیه بچه ای یتیم
میام در خونه ی تو   میگم یا سیدالکریم
اونایی که آقاجون           تو صحنت آرمیدن
شبای جمعه خواب           حریم شاه و دیدن
سیدی أباالقاسم 4

شاعر:رضا تاجیک

اللهم عجل لولیک الفرج

8 شوال سالروز اقدام دل خراش و غم انگیز تخریب حرم اهل بیت علیهم السلام در بقیع را تسلیت عرض می نماییم

علیرضا نژادحسین

مشهد الرضا ع