حضرت معصومه سلام الله

به دل حک شد به خط آشنایی
شب میلاد و آغازِ گدایی
گدای بارگاهِ سبزِ عشقم
ببین امشب دلم گشته هوایی
به پیش پای تو غرقِ سرشکم
که شاید سر زنی بر بی‌نوایی
کریمه کاسه‌ام بنگر که بالاست
کرم بنما تو هر چه می‌توانی
تویی معصومه، عصمت پیش رویت
کند سجده از این نورِ خدایی
تویی بانوی قصرِ سرخِ مذهب
که با زینب همیشه هم صدایی
همین بس از تو ای معصومه جانم
لقب گیرنده‌ از جامِ رضایی
رضا نامِ تو را معصومه خوانده
که سر تا پا چنین زهرا نمایی
همه امشب کنارِ بارگاهت
من و این گریه و فصلِ جدایی
دلِ فطرس شده در شامِ میلاد
اسیرِ گنبدِ زردِ طلایی

حضرت معصومه سلام الله

ای نور دل زهرا یا حضرت معصومه

وی بانوی بی همتا یا حضرت معصومه

تو تالی زهرایی چون زینب کبرایی

ای مظهر خوبی ها یا حضرت معصومه

قم از تو صفا دارد هرکس که تو را دارد

غمگین نبود فردا یا حضرت معصومه

تو دختر موسایی چون فاطمه یکتایی

محبوب دل طاها یا حضرت معصومه

از فیض تو ای بانو قم گشته بسی نیکو

روی تو بهشت ما یا حضرت معصومه

راضی به قضا گشتی دلخون چو رضا گشتی

خون شد دلت از اعدا یا حضرت معصومه

ای آینه ی تقوی وی شاخه گل طوبی

هستی ز تو شد زیبا یا حضرت معصومه

از جود و سخای تو از لطف و عطای تو

قم گشته بسی احیا یا حضرت معصومه

ای دخت ولی ا... وی اخت ولی ا...

ای عمّ بنی الزهرا یا حضرت معصومه

از داغ پدر گریان وز هجر رضا نالان

بودی تو در این دنیا یا حضرت معصومه

مهدی ز غمت نالد شیعه به تو می بالد

ای شافعه ی فردا یا حضرت معصومه

ای حامی محرومان بر «جعفری» از احسان

لطف و کرمی بنما یا حضرت معصومه