يا صاحب الدوله الزهرا

بزم شراب بود ولي خواهري نبود........

تشتي نبود ،چوب نبود و سري نبود ......


اي دهمين رهبر والا مقام

اي دهمين رهبر والا مقام
نجل محمد خلف نه امام
روح دعا، روح سجود و قيام
سايه ي لطفت به سر خاص و عام
مهر تو امضاي صلات و صيام
سيّدنا حضرت هادي سلام
*****
آينه ي احمدي و مرتضي
واقف آينده اي و ما مضي
هادي راه قدري و قضا
نجل جواد استي و ابن الرضا
جدّ و پدر هر دو امام همام
سيّدنا حضرت هادي سلام
*****
خازن جنت به سرايت فقير
پيش جلالت متوكل حقير
ملك دل اهل ولا را امير
دل كه نباشد به ولايت اسير
نور الهي است بر آن دل حرام
سيّدنا حضرت هادي سلام
*****
اي ز كرامت شده غمخوار من
اشك تو در چشم گهربار من
نام تو و ذكر تو گفتار من
سامره ي توست دل زار من
اي حرم دل ز تو بيت الحرام
سيّدنا حضرت هادي سلام
*****
اي غمت از جور عدو بي حساب
اي جگر شيعه برايت كباب
ديده مدام از متوكل عذاب
از چه تو را برد به بزم شراب
خوب گرفتند ز تو احترام
سيّدنا حضرت هادي سلام
*****
خون عوض اشك فشانم همه
نيست به سوز جگرم خاتمه
ناله شده بر لب من زمزمه
بزم شراب و پسر فاطمه
سوزد از اين غم جگرم صبح و شام
سيّدنا حضرت هادي سلام
*****
حيف كه اي بضعه ي پاك جواد
خصم ستم پيشه تو را زهر داد
داغ تو را بر دل عالم نهاد
دور تو كم بود و مصائب زياد
عمر تو با خون جگر شد تمام
سيّدنا حضرت هادي سلام
*****
سينه ز سوز مِحَن ات سوخت سوخت
شمع صفت جان و تنت سوخت سوخت
شيعه به هر انجمنت سوخت سوخت
آه كه قلب حسنت سوخت سوخت
اشك فشاند ز فراقت مدام
سيّدنا حضرت هادي سلام
*****
حيف كه شد صحن و سرايت خراب
زائر قبر تو شده آفتاب
غربت تو كرده دلم را كباب
خون چكد از ديده به جاي گلاب
سوخت از اين غم جگر خاص و عام
سيّدنا حضرت هادي سلام

*****

اي نجل جواد، ابن رضا، حضرت هادي

اي نجل جواد، ابن رضا، حضرت هادي
بگرفته حسن بر تو عزا حضرت هادي
يک عمر ستم ديـده ز جور «متوکل»
در آينه ي صبح و مسا حضرت هـادي
دل سوخته از طعنه و از زخم زبان‌ها
خونين جگر از زهر جفا حضرت هادي
بردند همان شب که سوي بـزم شرابت
چون از تو نکردند حيا؟ حضرت هادي
افسوس که کشتند تـو را از ره بيـداد
بي جرم و گنه، قوم دغا حضرت هادي
افسوس، به جور از حرم مادر و جدت
گشتي تو غريبانه جدا حضرت هادي
کس از غم ناگفته‌ات اي يوسف زهرا
آگاه نشد غير خـدا حضرت هـادي
کشتند تو را در دل غربت، به چه جرمي؟
اي جان جهانت بـه فدا! حضرت هادي
بزم مي و خون دل و حبسِ ستم و زهر
حق تو عجب گشت ادا حضرت هادي
در ماتـم تـو اي خلف پـاک پيمبـر
شد سامره چون کرب و بلا حضرت هادي
«
ميثم» به تو و غربت تو اشک فشاند
اي کشته ي بي‌جرم و خطا حضرت هادي

****

بهشت گمشده

بهشت گمشده در غربت! فدای آن حرم ویران
به سوی خاک شما از اشک، دخیل بسته‌ام از ایران

شما همان دو بهشتانید ، مقام پاک سرشتانید
نه این خرابۀ خاموشان، نه این شکستۀ دلگیران

کنون به تسلیت خاتم هزار قافلۀ ماتم
به سامرا ز همه عالم به نوحه‌اند سرازیران

کجاست رحمت همراهان؟ کجاست غیرت خونخواهان؟
به رغم طعنۀ روباهان، کجاست عربدۀ شیران؟

به دادخواهی موعودی، بلند شد به فلک دودی
نگاه آینه‌هامان سوخت، ز ناگهانی تصویران

دلا بسوز و پری واکن، سوی بهشت، دری واکن
بقیع گمشده پیدا کن، میان آن حرم ویران

****

نوحۀ شهادت امام هادی 1

دهمین رکـن دین هـادی اهـل‌بیت
گشته مسموم کین هـادی اهـل‌بیت

یا امام زمان الامان الامان

****

ایهــا العسکــری یا حسن یا حسن
خیز و کن سیدی رخت ماتم به تن

یا امام زمان الامان الامان

****

زخم بغض عدو عاقبت چاره شد
هادی اهـل‌بیت جگرش پـاره شد

یا امام زمان الامان الامان

****

سامـره سامـره غرق ماتم شده
کربـلای دگــر کلِّ عالم شده

یا امام زمان الامان الامان

تیره از غم فضاست قتل ابن الرضاست
بلکـه صـاحب عـزا علــی مرتضاست

یا امام زمان الامان الامان

****

پیکــر پــاک او بـر روی شانه‌ها
رأس جدش حسین کنــج ویرانـه‌ها

یا امام زمان الامان الامان

****

هرچه با او شد از خصـم بـد اخترش
نشـد از تـن جدا لب عطشان سرش

یا امام زمان الامان الامان

****

جسم ابـن الرضا شد نهان زیر خاک
مثل جدش نشد پیکرش چاک‌چاک

یا امام زمان الامان الامان

****

نوحۀ شهادت امام هادی 2

در سامـره بــر پــا شــده قیامت
یـا حضـرت زهـرا ســرت سلامت
حجةابن الحسن رخت غم کن به تن

امام هادی شده مسموم
در سامره جان داده مظلوم

****

داغ رضا تازه شده دوباره
امـام عسکری کند نظاره
جــواد الائمــه عزیـــز فاطمــه

امام هـادی شـده مسموم
در سامره جان داده مظلوم

****

سامـره کربلای دیگــر شده
عـزای فــرزند پیمبــر شده
می‌رسد این ندا واویـلا واویـلا

امام هـادی شـده مسموم
در سامره جان داده مظلوم

****

خون گشت از غم، جگر کبابش
بردنـد سـوی مجـلس شرابش
یـا امـام زمـان الامـان الامـان

امام هـادی شـده مسموم
در سامره جان داده مظلوم

****

خـون بـه دل حیـدرکرار شد
حضـرت فاطمـه عـزادار شـد
واویــلا آه آه با چه جرم و گناه

امام هـادی شـده مسموم
در سامره جان داده مظلوم

ای شیعیـان شـد وقت سوگواری
اشک حسن به دیده گشته جاری
دیده گریـان پسـر در عــزای پــدر

امام هـادی شـده مسموم
در سامره جان داده مظلوم

****

امام مـا شـد پاره پاره جگر
دیگر سرش جدا نشد زپیکر
وای از این جنایت ظلـم بـی‌نهـایت

امام هـادی شـده مسموم
در سامره جان داده مظلوم

****

حقیقتِ کامل

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام
!
فیض مدام، سلسلۀ نورِ دائمی
پور جواد ابن رضا سبط کاظمی

در شأنت این بس است که جد شما رضاست
در فضلت این بس است که تو جدّ قائمی

تا پایۀ امامت و دین از تو قائم است
خود عرش فضل را به خدا از قوائمی

اینگونه گفت وصف تو را هر که با تو بود
هر شام در صلاتی و هر روز صائمی

یا حجّۀ الوفیّ، صفی هادی ای امام
ای حضرت کریم که عین المکارمی

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

مهر دهم! حقیقت کامل، امام من
آیینۀ جمیع فضائل، امام من!

لرزانده دستگاه خلافت شکوه تو!
خاک از توکلّت «متوکل» امام من

چاره ندید خصم مگر آنکه همچو باب
بر تو خوراند زهر هلاهل امام من

لحظه به لحظه جان به تو مشتاق، هادیا

لحظه به لحظه دل به تو مایل، امام من

ای که هنوز حلقۀ در را نکوفته
لطف تو داده حاجت سائل، امام من

نامت گره‌گشای تمامی مشکلات
لطفت کلید حل مسائل امام من

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

!زین العباد، ثانی سجّاد، یا علی
!نور تو بر جواد، خدا داد، یا علی

تنها نه باب تو که به فردوس، فاطمه
!از خندۀ تو گشت دلش شاد، یا علی

!روشن به روی گندمی‌ات شد دل جواد
!وقتی «سمانه» چو تو سمن زاد، یا علی

چون باب شهر علم نبی بود، جدّ تو
!شد ملک علم و دین ز تو آباد، یا علی

در پای تو گریسته وحش درنده هم
!ای بستۀ ولای تو آزاد، یا علی

!تاریخ، ای حقیقت بیدار، چون علی
!هرگز تو را نمی‌برد از یاد، یا علی

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام