وفات بی بی دو عالم حضرت عقیله العرب سلام الله علیها تسلیت باد

نوحه*شد شب پر سوز عاشورای زینب**رضا تاجیک**

 

پر تب روضه بر لب

شد شب پر سوز عاشورای زینب

مضطر و سینه زنان   خسته و قامت کمان

می زند ناله زجان

یا حسین جان

واویلا ام المصائب

 

گریان دل پریشان

کرده یاد غصه شام غریبان

خیمه های بی پناه   دلبری در قتلگاه

می کشد از سینه آه

یا الله

واویلا ام المصائب

 

وای از غصه شام

کاروانی در میان صب و دشنام

استخوان بین گلو   دختری در آرزو

چشم ناپاک عدو

واویلا

واویلا ام المصائب

*****************

زمینه*أشهد أن حسين ثارالله**احسان جاودان**

چشمامو مي بندم و

چشم براه تو ميمونم

از غمت حسين محزونم

اين دماي آخر ميخونم

(أشهد أن حسين ثارالله)4

هر روز   هر شب   پيش چشماي پرخونم

ميشه   تكرار   عاشورا و ميگيره جونم

سالارم    دلدارم   فقط وصال توئه درمونم

*****

چشمام و مي بندم و

باز دوباره دم مي گيرم

از شرار غم دلگيرم

از غمت برادر ميميرم

(أشهد أن حسين ثارالله)4

ديدم   مجروح    پيكرت روي صحرا بود

جسم  پاكت   قتلگاه زير دست و پا بود

لرزيدم  تا ديدم  سرت روي نيزه ي اعدا بود

*****

چشمام و مي بندم و

تا خرابه پر مي گيرم

غصه هام و سر مي گيرم

از مصیبت دنیا سیرم

(أشهد أن حسين ثارالله)4

زار و  زخمي   نيمه شب توي ويرونه

رأست   اومد   تو خرابه با تازيونه

سه ساله   يك ناله  كشيد تا ديد لباي تو خونه

***************

شور*تا طلوع حرم، راهی نمونده حسین**امیر حسین الفت**

تا طلوع حرم، راهی نمونده حسین

جونم و این فراق، به لب رسونده حسین

کربلا، دردم و می دونی- پیر شدم اول جوونی

پس من و، به آرزوم، کی می رسونی 2

بدی من، خوبی تو، کدوم آقا سنگین تره

چه لحظه ای، از دیدن، حرم تو شیرین تره

مگه خون، کبوترا، از خون ما رنگین تره 2

السلام علیک یا، ابا عبدالله

 

راهی کربلا، به قصد قربت حسین

می ریزم رو لبام، یه ذره تربت حسین

کربلا سرزمین اسرار- کربلا به امید دیدار

وعده من و شما صحن علمدار 2

به دل من، گشته برات، نزدیکیهای کربلات

لطمه زنان، سینه زنان، با همه دیوونه هات

یا سینه خیز، یا غرق خون، آقا میام پائین پات  2

السلام علیک یا، ابا عبدالله

******************

زمینه*از بعد کربلا چقدر شکسته زینب*امیر حسین الفت

دلخسته زینب از بعد کربلا چقدر شکسته زینب

پیرهن خونی حسین تو دست زینب

به شوق دیدن اجل نشسته زینب

سالار زینب  یا حسین  سالار زینب

 

دلخسته زینب همش می گفت حسین تموم زندگیمه

خون جگر می خورد تو این یه سال و نیمه

ز داغ ماتمی که ماتمی عظیمه

 

بیا امیرم بیا که دارم از غم داداش می میرم

پیرهن پاره پاره تو بغل می گیرم

ببین چقدر مصیبت تو کرده پیرم

 

عزیز خواهر وقتی که روبرو شدم با تن بی سر

دیدم یه پیکری پر از نیزه و خنجر

می شنیدم صدای ای غریب مادر

 

تا که تو رفتی تموم خیمه هامون و آتیش کشیدن

بچه ها پا برهنه تو صحرا دویدند

با تازیانه نازشون و می خریدند

 

تا که تو رفتی شدم اسیر عده ای قوم ستمگر

هم غصه تو بود و هم غصه معجر

دیگه نبود کنارم عباس دلاور

 

تا که تو رفتی رو ناقه های بی جهاز ما رو نشوندن

تو کوچه یهودی ها ما رو کشوندن

مردم شامی ما رو خارجی می خوندن

*******************

واحد*هوای شب جمعه زد به سرم*امیر حسین الفت**

حسین ارباب 3     من و دریاب

هوای حسین هوای حرم  هوای شب جمعه زد به سرم

روانه شوم به سوی ضریح   بگیری اگر زیر بال و پرم 2

بده صدقه به راه خدا بده شب جمعه تو کرببلا

نفس نزنم نفس نکشم بدون تو یا سیدالشهدا  2

لباس غمت به قامت من صدا زدن تو عبادت من

اگر بشود به لطف شما  زیارت شش گوشه قسمت من 2

دلم زغمت شکسته شده  ز دوری تو زار و خسته شده

که رشته دل ز روز ازل  به پای ضریح تو بسته شده 2

چه موی کنان به سینه زنم  ز غصه وداغ تو سر شکنم

خوشم که شود به لحظه مرگ  لباس سیاه شما کفنم

وفات عقیله العرب تسلیت

الا بقاي شريعت ...


الا بقاي شريعت ز پاسداري تو

تداوم ره عزت ز اشك جاري تو

سلام بر تو كه اسلام از تو جاويد است

فروغ مكتب عشق است يادگاري تو

تو در جهاد حسيني شريك او بودي

كه داغ هاي دلت بود زخم كاري تو

شنيده گوش زمان ناله هاي جانسوزت

وليك ديده ي گردون نديده زاري تو

تويي عزيز خدا و خدا كند خارش

هر آنكسي كه سخن آورد ز خاري تو

اسير دشت بلا زينب اي عقيله ي وحي

به صبر، درس وفا داد بردباري تو

حسين و آنهمه قدرت براي كرببلا

هنوز بود نگاهش به دست ياري تو

حسين دست كرامت به سينه ي تو گذاشت

كه سرفرازي ات افزود و پايداري تو

ره نجات نشان داده ايد بر دشمن

زهي گذشت و شگفتا بزرگواري تو

به رغم آنهمه گلريز، باغ عاشورا

بود هميشه بهاران ز آبياري تو

تو خويش را سپر جان كودكان كردي

به حيرتم ز امانت نگاهداري تو

برند سرمه ملايك ز خاك درگاهت

«مؤيد» آمده اينجا به خاكساري تو

تو اي اميد دل اهلبيت يا زينب

مرا كشانده به اينجا اميدواري تو

************************

اين مدتي که مي گذرد ...

 

اين مدتي که مي گذرد در عزاي تو

روزي نبوده اشک نريزم بپاي تو

با ياد آخرين شب پيش تو بودنم

يک شب نبوده روضه نگيرم براي تو

يکسال و نيم شمع شدم سوختم حسين

يک سال و نيم آب شدم در ازاي تو

اي کاش لحظه اي که رسد جان من به لب

بودم کنار قبر تو در کربلاي تو

اي کاش لحظه اي که مي آيي به ديدنم

از تن سرم بريده شود پيش پاي تو

جان مي دهم به بستر مرگم در آفتاب

مثل تن بخاک بيابان رهاي تو

بر روي سينه پيرهنت را گرفته ام

تا اينکه باز زنده شود ماجراي تو

گودال بود و ولوله ي نيزه دارها

گم بود بين هلهله هاشان صداي تو

گودال بود و پيرهن و نعل اسب ها

اي کاش بود خواهرت آنجا به جاي تو

چيزي براي ما ز تو باقي نذاشتند

تقسيم شد عمامه و خود رداي تو

من بودم و نظاره ي تاراج خيمه ها

در دست باد روسري بچه هاي تو

اي کاش چادري به سرم بود تا

مي دادمش به تو عوض بورياي تو

عباس چون نبود به سيلي سپرده شد

بوسه زدن به دخترک بينواي تو

جز آن شبي که دور شدم از تو در سفر

تو روي نيزه بودي و من پا به پاي تو

بر دامنم نيامدي آن شب دگر گذشت

اما حسين، کنج تنور است جاي تو؟

يادم نرفته سنگ لب پشت بام بود

پاداش هر کسي که بپا کرد عزاي تو

يادم نرفته وقت تلاوت نمودنت

شد خنده ها جواب صداي رساي تو

ما را مدام خارجي آنجا صدا زدند

اي غيرت خدا همه عالم فداي تو

تا رفع اتهام کني از حريم خويش

با آيه هاي سرخ بر آمد نداي تو

اما يزيد حرف تو را زود قطع کرد

با خيزران مقابل طشت طلاي تو

************************

رحلت شهادت گونه حضرت زینب کبری(س) – نوحه

 

بال و پر پرنده اي شکسته تو کنج قفس

قصه ي تنها شدنش يادش مياد نفس نفس

يکي دو تا نيست غم او اندازه ي آسمونه

به ياد فاطميه باز روضه ي مادر مي خونه

فلک ديدي چه خاکي بر سرم کرد

به طفلي رخت ماتم در برم کرد

الهي بشکنه دست مغيره

ميون کوچه ها بي مادرم کرد

امون از دل زينب زينب زينب(3)

*****

تا که مي بينه عکسشو تو موج انعکاس آب

مي باره و يادش مياد تلظّي طفل رباب

يادش مياد عمويي که قول داده بود به بچه ها

نيومد و دل حسين همش مي کرد خدا خدا

خداوندا علمدارم نيامد

يگانه ياور و يارم نيامد

امون از دل زينب زينب زينب(3)

*****

هزار تا زخم بي زبون مونده هنوز روي لبش

خاطره هاي کربلا خيمه زدند مقابلش

از زمين و از آسمون از زمونه دلش پُره

براي آخرين دفعه درد دلاشو مي شمُره

سه غم اومد سراغم هر سه يک بار

غريبي و اسيري و غم يار

غريبي و اسيري چاره داره

ولي آخر کشد من را غم يار

امون از دل زينب زينب زينب(3)

*****

با لب تشنه کربلا حسين و سربريدنش

تو ازدحام قتلگاه به خاک و خون کشيدنش

ابريه آسمونش و يکي شده روز و شبش

بجاي أشهد مي شينه يه جمله روي لبش

اگر کشتند چرا آبش ندادند

تو را ز آن درّ نايابت ندادند

اگر کشتند چرا خاکت نکردند

کفن بر جسم صد چکت نکردند

امون از دل زينب زينب زينب(3)

*****

میلاد امیر عرب و عجم مبارک باد

با عشق علي هر كه سر و كار ندارد

 

با عشق علي هر كه سر و كار ندارد

خشكيده نهالي است پر و بار ندارد

از آتش دوزخ نهراسيم كه آتش

هرگز به محبان علي كار ندارد

****************

میلاد حضرت علی(ع)- سرود

 

آنكه خدا طرح جنان از رخ او كشد

هيبت او كلّ يلان را به زانو كشد

كعبه ي سيار كه دل را به هر سو كشد

نام علي كه مي برم عالمي هو كشد

محور افلاك علي پدر خاك علي

خواجه ي لولاك علي يل بي باك علي

آنكه بر او كعبه كند گريبان چاك علي

يا علي حيدر مددي(2)

*****

كار ولايت علي شيعه سازي بود

شيعه ي او را به فلك سرفرازي بود

نماز بي ولاي او بي نمازي بود

وضوي آن قسم به حق آب بازي بود

يك تنه لشكر شكند در خيبر شكند

وصله ي نعلين علي قيمت زر شكند

آنكه به يك غمزه ي او عشق هم سر شكند

يا علي حيدر مددي(2)

*****

شمس كه مه از رخ او وام گيرنده است

در بر والشمس رخش باز شرمنده است

او اسد ا.. است يد ا... است و توفنده است

هر كه مصافش برود قبر خود كنده است

شير به زنجير كشد تا كه شمشير كشد

عرش به هم مي ريزد تا كه تكبير كشد

او كه به هنگام نماز از تنش تير كشد

يا علي حيدر مددي(2)

*****

با علي اي ديده دگر پي دلبر نگرد

اي نفس ار بي او فرو رفته اي بر نگرد

اي كه به دور كعبه و منكر حيدري

كعبه ولادتگه اوست دور حيدر نگرد

كوه زره پشت علي عرش را كشته علي

مقدرات عالمي بسته ي مشت علي

اينكه جهنم يا بهشت كار انگشت علي

يا علي حيدر مددي

****************

میلاد حضرت علی(ع)- شور کف زنی

 

معني فرماندهي و رهبري

فرمانده لشكري و كشوري

ذكر علمدار شه كربلا

حيدريم حيدريم حيدري

اسد ا... علي ولي ا...(2)

*****

كار دو چشمش همه جا دلبري

دلبري و عشق و جنون پروري

ذكر لب فاطمه و مصطفي

حيدريم حيدريم حيدري

اسد ا... علي ولي ا...(2)

*****

كار دو چشمش همه جا دلبري

بود برازنده ي پيغمبري

ذكر علي اكبر ارباب ما

حيدريم حيدريم حيدري

اسد ا... علي ولي ا...(2)

****************

میلاد امیر المومنین علیه السلام مبارک

 

اي جوهر علم و جان عالم

اي جوهر علم و جان عالم

وي اسم تو روح جسم آدم

اي پشت فلك به حكمِ تعظيم

در پيش قدت به راستي خم

اي زنده ز فيض روح بخشت

روح القدس و مسيح و مريم

ايجاد تو گر نبود كِي بود؟

ز آدم اثر و نشان ز عالم

اسماء توأند آفرينش

اي خوانده خدات اسم اعظم

اوصاف محيّر العقولت

چون نطق مرا نمود ابكم

توصيف تو را بجستم از دل

فرمود مرا ز سرّ ملحم

در ذات خدا علي است ممسوس

بر عالميان خداي محسوس

*****

جز نور تو نيست جلوه در كس

خود جلوه تو را بود دگر بس

سلطان جهان تويي به تحقيق

هر روز به كسوتي ملبّس

اوصاف تو را به حقّ ادراك

چون غير تو كس نمي كند مسّ

هرگز نشود به دست افهام

از يال مدايحت ملمّس

در كس چو نيافت سمع دانش

سرّ تو نگفت نبي با كس

در مجلس عقل كل كه جبريل

سر خيل ملك بدي مدرّس

فرمود به وحي حق محمد

توصيف تو با لسان اقدس

در ذات خدا علي است ممسوس

بر عالميان خداي محسوس

*****

در حُسن تو چون ظهور ذات است

ابصار ذوي العقول مات است

از خَلق تو حُسن ذات پيداست

چون ذات به جلوه در صفات است

هر كس كه بديد قامتت گفت

اين معني قامت الصلاه است

با تيغ سر از درت نتابيم

دانيم كه اين دَرِ نجات است

مقتول غم توئيم و شاديم

كين كشته شدن به از حيات است

بي عشق تو روح در تنم نيست

چون عشق تو روح كائنات است

ما ذات خدا تو را نخوانيم

كين ذكر ذوات ممكنات است

در ذات خدا علي است ممسوس

بر عالميان خداي محسوس

****************

خواستم عشق را...

 

خواستم عشق را نظاره كنم

چشم ها را پر از ستاره كنم

خواستم تا كه از شب شعرم

قطعه اي نذر جشنواره كنم

عشق فرمود نذر نام علي

صدو ده بار استخاره كنم

گر كه شعري قشنگ مي خواهم

به علي بيشتر اشاره كنم

مي شود با حروف نام علي

وزن اشعار را اداره كنم

جاي دارد به وصف اين آقا

هر چه مي بينم استعاره كنم

گر چه اين ها به ما نمي گنجد

بحر در كوزه ها نمي گنجد

*****

هر صفا با علي صفا دارد

هر كسي با علي خدا دارد

روي قلب ستاره بنويسيد

مثل آقاي ما كجا دارد

چه كسي جز امام اول ما

پسرش شهر كربلا دارد

وقت معراج جز علي چه كسي

جا به دوش فرشته ها دارد

يا كدامين بزرگ در دنيا

دور خود اينقدر گدا دارد

عشق اگر عشق هم بود تنهاست

با ولاي علي بها دارد

آيت والي الولي مددي

صده و ده بار يا علي مددي

*****

صاحب رودخانه ي كوثر

دست پرورده اش بود بوذر

آن امامي كه در زمان نماز

مي دهت در ركوع انگشتر

آن كه در لابلاي جنگ احد

با نود زخم مي كند محشر

آن بزرگي كه كار كوچك او

كندن چهار چوبه ي خيبر

آن جواني كه عبدودها را

با يكي ضربه مي كند بي سر

ذكر هر پهلوان به ميدان ها

اسد ا... يا علي حيدر

دافع سيئاتمان حيدر

عجّلوا بالصلاتمان حيدر

*****

كاش مي شد خطابمان بكند

با نگاهي شرابمان بكند

كاش مي شد ابوتراب جهان

زير پايش ترابمان بكند

تو دعا كند نياد آن روزي

كه بخواهد جوابمان بكند

ما گناه كبيره ايم آقا

كاش آقا صوابمان بكند

ما گروه دعاي نامقبول

بايد او مستجابمان بكند

كاش مي شد كه خون ما ريزد

در ره عشق آبمان بكند

يا علي يا مسبب الاسباب

ما رعيت فقط شما ارباب

*****

اي وجود تو بركت عالم

اي منا اي صفا و اي زمزم

افتخار عشيره ي حوّا

ايلياي قبيله ي آدم

ذكر نام تو را خداي ودود

مي نويسد به حلقه ي خاتم

بر بلند ستيغ عاشورا

زده عباستان فقط پرچم

كاش مي شد مرا نگهداري

مثل مقداد و قنبر و ميثم

عارفم يا علي مدد گويم

ذكرتان تا الي الابد گويم

*****

ما از قديم شهره ي ...

 

ما از قديم شهره ي افلاك گشته ايم

زمزم نخورده ايم ولي پاك گشته ايم

قالو بلي نگفته اسير كسي شديم

آري به پاي مقدم او خاك گشته ايم

ما درون ظرف ولا نرم كرده اند

آنجا جدا زهر خس و خاشاك گشته ايم

ما خاك بوده ايم و مبدّل به گل شديم

با قطره هاي كوثر نمناك گشته ايم

با نام او خدا به گل ما دميده است

قدريم و برتر از همه ادراك گشته ايم

با لطف حق ز عالميان سر شديم ما

از شيعيان حضرت حيدر شديم ما

*****

بنت اسد كه بانوي سبز عفاف بود

در خانه ي خداش كه در اعتكاف بود

از طاق عرش تا در كعبه قدم قدم

خيل نبي ستاده و در انعطاف بود

لحظه به لحظه بر سر خدمتگزاريش

در بين حور و جن و ملك اختلاف بود

آن خانه اي كه قبله گه عرش و فرش بود

از آن به بعد دور علي در طواف بود

دست خدا به شوق وي آغوش باز كرد

در واقع اين حقيقتي است كه از آن شكاف بود

جا پاي او ميان زمين خوب ديده شد

وقتي كه حق دميد و علي آفريده شد

*****

بي تو قلم به صفحه ي انشا نمي رود

هر قطره ي چكيده به دريا نمي رود

تنها فقط نه ماه و ستاره در آسمان

خورشيد هم ميان ثريا نمي رود

هر كس كه نيست در دل او بغض دشمنت

نامش ميان احبا نمي رود

مجنون اگر نام تو يكبار بشنود

با اله قسم كه در پي ليلا نمي رود

احمد گرفت دست تو بر آسمان و گفت

دستي به روي دست تو بالا نمي رود

از بس كه جلوه هاي خدائيت منجلي است

حق دارد آن كسي كه گفت خداوند من علي است

*****

يادت به قلب مرده ي من جان شود علي

در اين كوير تشنه چو باران شود علي

تنها به گوش چشم ابوفاضلت ببين

عالم همه ابوذر و سلمان شود علي

عدل تو عين عدل خدا عدل محشر است

تا ذوالفقار دست تو ميزان شود علي

قرآن به روي نيزه ي صفين باطل است

تو آيه اي و حرف تو قرآن شود علي

دشمن ترين دشمن تو وقت احتضار

در محضر تو دست به دامن شود علي

وقت ركوعت آمده ام پس شعف بده

امشب برات كرببلا و نجف بده

*****

دستي كه پيش خانه ي مولا دراز نيست

در شرع بر جنازه ي آن كس نماز نيست

حتي ميان جمع محبين نمي رود

هر كس كه در مسير ولايت بساز نيست

اين معني درست و ضريب ولايت است

يعني كه روي حرف ولي اعتراض نيست

هر كس كه بغض دشمن مولا نداشته

جايي بغير دوزخش او را مجاز نيست

از اين سند كه هر كسي افراط مي كند

فرمود امام صادق او اهل راز نيست

امري كه از طريق ولايت نزول كرد

بايد بدون چون و چرايي قبول كرد

*****

اول تو نور بودي و شمس الضحا شدي

با نام خويش زينت عرش خدا شدي

مي خواست تا كه مثل خودش در زمين نهد

تو آمدي و آينه ي كبريا شدي

پاي تو حيف بود به روي زمين رسد

كعبه شكاف خورد و در آن پا گشا شدي

جنگيدي و خدا براي تو لاسيف گفته است

يعني كه تو براي خدا لافتي شدي

آيه رسيد و گفت بلغ اي رسول من

تو جانشين شدي و وليّ خدا شدي

****************

چه شد كه خشت سر ...

 

چه شد كه خشت سر خشت چيده شد كعبه

براي چيست كه اين قدر كشيده شد كعبه

مگر كه؟ از دل اين خانه مي زند بيرون

كه ناز مقدم او آفريده شد كعبه

كه آمد و چه شنيد و چه گفت مي داني؟

كه پيش خلق گريبان دريده شد كعبه

سر هم آمد و دوباره شكافت

كه تا قيام قيامت پديده شد كعبه

درخت بود و پر از ميوه هاي كال اما

علي رسيد و سه روزه رسيده شد كعبه

نمونه خط خدا را كه ديده است كجاست؟

علي قشنگ ترين دست خط دست خداست

*****

سه روز بر در كعبه نظاره مي كردند

دعا براي شكافي دوباره مي كردند

منجمين همه مبهوت در پي چاره

توسلي به ضريح ستاره مي كردند

دوباره ريخت به هم طرح كعبه و مردم

به سوي مادر و كودك اشاره مي كردند

رسيد ماه و زليخائيان ز يوسف ها

به خانه هر چه كه بود عكس، پاره مي كردند

ز حكم خنده وَ يا گريه هاي كودكي اش

از آن به بعد همه استخاره مي كردند

گشود چشم و زمين را پر از حلاوت كرد

بجاي گريه دو سه آيه اي تلاوت كرد

*****

قسم به ذات تو كه لايزال مي ماند

زبان زمان بيان تو لال مي ماند

تو پير عالم و سلمان چند صد ساله

كنار تو پسري خورد سال مي ماند

چنان كه آمده اي هيچ كس نيامده است

شكوه آمدنت بي مثال مي ماند

به روي سينه ي كعبه اِلي الأبد آقا

نشان آمدنت چون مدال مي ماند

در آخر غزل اي پاسخ سئوالاتم

براي من فقط اين يك سئوال مي ماند

از اين علي كه چنين آمده است در دنيا

چقدر فرق بود تا علي عرش خدا

*****

كه بود آمد و رفت و كسي نفهميدش

چه كرد او كه بشر چون خدا پرستيدش

صداي ساده ي نعلين پاره اش رفت و

فلك نديد كسي را به گَرد تقليدش

خدا كه گفت علي هست سوره ي اخلاص

خدا كه گفت علي هست عين توحيدش

چو ديد مزّه ي او را كسي نمي فهمد

به شاخسار زمين دست برده و چيدش

خلاصه خسته شد از نور دل خفاش

علي الصباح پليدي شكست خورشيدش

به عرش حك شده نامش به نام آب ترين

همين كه هست زمين را ابوتراب ترين

*****

اگر چه شيعه ي مانند من فراوان است

كسي كه مورد طبع علي است سلمان است

كسي كه پاي ولايت تمام قد مانَد

كسي كه در ره رهبر گذشته از جان است

كسي كه مثل علي پيش دشمنان طوفان

كسي كه مثل علي پيش دوست، باران است

دعا كنيد بصيرت دهد خدا ما را

بصيرت است كه ميزان كفر و ايمان است

اگر بصير نباشيد بعد پيغمبر

به روي مسند او جايگاه شيطان است

اگر بصير نباشيد باز مي بينيد

كه مثل فاطمه اي پشت درب سوزان است

اگر بصير نباشي امام بر حق را

به سجده كشته و گويي مگر مسلمان است؟!

اگر بصير نباشي ببيني آن دم را

كه چوب تو به لب قاريان قرآن است

حسين را بخدا بي بصيرتان كشتند

كنار آب لب تشنه بي امان كشتند

*****

میلاد امیر المومنین مبارک

آقا علیه   صاحب خونه ی خدا علیه
دلیل بندگی ما علیه
ذکر قنوت انبیا علیه
روح کرمه  تموم اعتقاد و باورمه
دست علی همیشه رو سرمه
هرجایی که پا می زنه حرمه
امیر خیبر  شه نام آور علی یا مولانا

مذهب علیه   واسطه ی فیض رجب علیه
امیر هاشمی نسب علیه
دلیر قتّال العرب علیه
سرور علیه  مرد دلیر بی سپر علیه
صاحب شمشیر دو سر علیه
برای شیعه ها پدر علیه
عزیز زهرا  انیس طاها   علی یا مولانا

ایوون طلا   برده دل من و به سمت خدا
مگه چی میخواد از خدا یه گدا
غیر محبت و ولای شما
ای شیر خدا  از حرمت رفتم کرببلا
میخوام یه روز که با دعای شما
بشم فدای سیدالشهداء
تموم قرآن  ظهور  یزدان علی یا مولانا

 
رضا تاجیک

************

علی علی علی علی
نمیدم یه تار موت و به تموم عالمی
اگه دستم و نگیری من میشم جهنمی
اگه تو محل بذاری به غلامت یه کمی
به علی قسم ندارم توی دنیا هیچ غمی
رؤیای منی دنیای منی        تو تنها فقط فقط مولای منی
یا حیدر  مدد 2            یا حیدر ابوتراب یا حیدر  مدد

همیشه به نامت آقا دهنم معطره
حتی بی وضو نبی هم اسمت و نمی بره
آقا خیلی ها ندارن چشم دیدن تو رو
چون نمیتونن ببینن علی از همه سره
ای باغ و بهار صاحب اختیار    طوفان می کنی علی تو با ذوالفقار
یا حیدر  مدد 2                          یا حیدر ابوتراب یا حیدر  مدد

این نماز و این عبادت بی تو تضمین نمیشه
دین بی محبت تو به خدا دین نمیشه
آرزومه شب میلاد توی ایوون نجف
ذکر یا علی بگیریم، بهتر از این نمیشه
شاه لوکشف سلطان نجف   کل دنیا یه طرف حیدر یک طرف
یا حیدر  مدد 2                      یا حیدر ابوتراب یا حیدر  مدد

امیر حسین الفت

************

کعبه امشب/ دور سر حیدر میگرده/ روی لب مستش گل کرده
یا حیدر
بشنو صدای جانان و/صدای صوت قرآن و/تلاوت تورات و انجیل و زبور و
دل محمّد مأنوسه /داره مرتب می بوسه/لبی رو که سروده آیه های نور و
یا حیدر 4
**********
تو آسمون/ رو سر در جنّت حکاکی/ نوشته با خطّ افلاکی

یا حیدر
فرشته ها در تحسینن/دارن به عینه میبینن/اونچه خدای مهربون تو چنته داشته
ز حال کعبه معلومه/ که خالق این منظومه/ سنگ تموم برای مرتضی گذاشته
یا حیدر 4
**********
تو میخونه/ اگه وضو داری میتونی/ بگی با چشمای بارونی
یا حیدر
ببین شکوه هستی رو/بساط عشق و مستی رو/میگن که امشب عاشقا شب جنونه
بیا تو ای هم پیمونه/ بریم رو بام میخونه/که عکس مرتضی تو ماه آسمونه
یا حیدر 4
**********
زندگیم و/ تمومیه هست ناچیزم/به پای عشق تو می ریزم
یا حیدر
میدونم آقا سربارم/ امّا تا وقتی جون دارم/ نمیکشم ز دامن تو یا علی دست
ایل و تبارم قربونت/ اهل دیارم مجنونت/ من نوکریت و می کنم همیشه دربست
یا حیدر 4
**********
از سر مستی/ میخوام برم امشب میخونه/ بنوشم از عشقت پیمونه
یا حیدر
فقط تو هستی درمونم/به عشقت آقا میخونم/ یه عمریه که سینه چاکتم علی جان
غرق گناهم پاکم کن/به زیر پاهات خاکم کن/بذار بگم که من هلاکتم علی جان
یا حیدر 4

امیر حسین الفت

***********

علی مع الحق مولا و الحق مع علی
اسطوره ی شهامت     ای حضرت کرامت
یک ضربه ات به خندق   بالاترین عبادت
ای مه شرف  عشق تو هدف   دلبر منی  ای شه نجف
تا آخر دنیا رسیدم   دستی رو دست تو ندیدم
علی مع الحق مولا و الحق مع علی

شد سینه بی قرارت   از شرح کارزارت
مرحب دو نیمه شد از   طوفان ذوالفقارت
از کرم تو   با علم تو  کی ما می رسیم   در حرم تو
ای اولین مرد مسلمان   دستم بگیر ای شاه مردان
علی مع الحق مولا و الحق مع علی

شاهنشه ولایت  دارم به لب برائت
یا مظهر العجائب!   بر دشمن تو لعنت
دل شده اسیر ای شه و امیر   پا رکابتم  از روز غدیر
به کوری هر بت پرستی    تو جای پیغمبر نشستی
علی مع الحق مولا و الحق مع علی

***************

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد
شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد
شعر در شأن تو، شرمنده، به همراهم نیست
واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست
من که حیران تو حیران توام می دانم
نه فقط من که در این دایره سرگردانم-
همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد

شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد
کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است
راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است
کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
«
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»
کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید

خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید
کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت
قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:
«
ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه

مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»
راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست

کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست
روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«
ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت
ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط
نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد
سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-
زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند

لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند
دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی!
رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی
!
وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی

وای اگر پارچه ی زرد به سر می بستی
در هوا تیغ دو دم  نعره ی هو هو می زد
نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد
بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار
پا در این دایره بگذار عدم را بردار
بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی
یازده مرتبه در آینه تکرار شدی
راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست
روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«
ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

************

علی بگو، تا که قلبت جلا بگیره        علی بگو، تا دلامون صفا بگیره
علی بگو، تا که دردت دوا بگیره        علی بگو، تا مریضت شفا بگیره
علی ، علی علی، علی علی علی علی

علی بگو، تا خدا رو بشی تو بنده       علی بگو، تا که زهرا بهت بخنده
علی بگو، اگه میخوای برگ برنده       علی بگو، همونی که خیبر و کنده
علی ، علی علی، علی علی علی علی

علی بگو، اگه میخوای کرببلا رو      علی بگو، اگخ میخوای امام رضا رو
علی بگو، اگه میخوای قبله نما رو      علی بگو،تا ببینی لطف خدا رو
علی ، علی علی، علی علی علی علی

علی بگو، که علی روح هر نمازه       علی بگو، در خونش همیشه بازه
علی بگو، که خدا هم برات می سازه      علی بگو، همه عالم بهش می نازه
علی ، علی علی، علی علی علی علی

علی بگو،که علی اسم کردگاره      علی بگو،که علی صاحب اختیاره
علی بگو، که علی دومی نداره       علی بگو،برات از آسمون بباره
علی ، علی علی، علی علی علی علی

علی بگو، پدر شبر و شبیره       علی بگو، که به همرات دعای خیره
علی بگو، که علی قبله گاه و دیره       علی بگو، تا بلرزه دل مغیره
علی ، علی علی، علی علی علی علی

************

با اینکه خیلی ناقابلم      دستی نوشته روی دلم
یا حیدر  یا حیدر
یا علی، قمر شبهامه      یا علی، همه رویامه
یا علی، پدر آقامه        یا علی، یا حیدر، یا حیدر

روزی دهنده من تویی       برگ برنده من تویی
یا حیدر   یا حیدر
یا علی، تو دم عیسایی      یا علی، تو ید موسایی
یا علی، نفس زهرایی      یا علی، یا حیدر، یا حیدر


من عاشق توام تا ابد      قلبم به عشق تو می طپد
یا حیدر  یا حیدر
یا علی، ضربان قلبم       یا علی، نفس این عالم
یا علی، درد ما را مرهم      یا علی، یا حیدر، یا حیدر

************

بگو ای کتاب علییین       به هر مذهب و به هر آئین
که من بنده علی هستم        لکم دینکم ولی الدین
قبله ام، علی علی علی علی
کعبه ام، علی علی علی علی
دلبرم، علی علی علی علی
سرورم، علی علی علی عل 
علی علی علی علی

دلم گرم گفتگوی تو       من هستم غلام کوی تو
بهشت و با همه نعمتهاش     نمی دم به تار موی تو
هستیم، علی علی علی علی
مستیم، علی علی علی علی
مشعرم، علی علی علی علی
محشرم، علی علی علی علی
علی علی علی علی

***************

بیائید همه ساغر به کف      بریم به دیار نجف  2
سرزمین رویاها که بهتر از بهشته

رو کتیبه های ایوون نجف نوشته
سیدی علیٌ، سید السیاده
ضربه علیٌ، افضل العباده
علی علی حیدر مدد

به عرض و سما نام تو       کسی نبرد بی وضو
کعبه از وجود حیدر آبرو گرفته
خونه خدا هم امشب ذکر هو گرفته
با ستاره ها چون، خالق تعالی
یا علی نوشته، روی آسمانها
علی علی حیدر مدد

امیر حسین الفت

************

یدالله فوق ایدیهم
توی عشق و توی مستی       توی این عالم هستی
روی دست حیدر نیست دیگه دستی
یدالله فوق ایدیهم
دست خدا، دست علی         مست خدا، مست علی
یدالله فوق ایدیهم

به خدا خونه خرابم         مست این باده نابم
خاک زیر نعلین بوترابم
یدالله فوق ایدیهم
بوی خدا، بوی علی        روی خدا، روی علی
یدالله فوق ایدیهم

****************

اونایی که منکرت هستن        خدایی نمازشون هیچه
به اسمت قسم که تو محشر      خدا نسخشون و می پیچه
دین من، علی علی علی علی
عشق من، علی علی علی علی
روح من، علی علی علی علی
جون من، علی علی علی علی
علی علی علی علی

*************

دستش مبندبنت اسد،حیدراست این**غلامرضاسازگار**

روح الامین! به بام حرم رو، اذان بگو
بعد از اذان، ثنای علی همچنان بگو
اوصاف شیر حق به زمین و زمان بگو
لب را بشو به زمزم و با حاجیان بگو
کامشب شب ولادت صاحب حرم شده
بیت الحرم به مقدم مولا حرم شده

امشب به کعبه فاطمه پروانه علی است
دل دور کعبه گردد و دیوانه علی است
دست خدا به کعبه روی شانه علی است
امشب دل رسول خدا خانه علی است
باور کنید جان به تن کعبه آمده
باور کنید بت شکن کعبه آمده

امشب به لوح نقش قلم ذکر یا علی است
آوای سنگ های حرم ذکر یا علی است
بت‌های کعبه را همه دم ذکر یا علی است
امشب دعای فاطمه هم ذکر یا علی است
امشب زمین به یمن علی عرش می‌شود
امشب فلک ز بال ملک فرش می‌شود

ای کعبه جلوۀ ازلی را نگاه کن
مرآت حسن لم یزلی را نگاه کن
عید ولایت است ولی را نگاه کن
یا فاطمه جمال علی را نگاه کن
آیینه از جمال جمیل خدا بگیر
با چهرۀ علی زخدا رونما بگیر

مادر، تمام هستی پیغمبر است این
از انبیا به غیر محمد سر است این
بر خلق آسمان و زمین رهبر است این
دستش مبند بنت اسد، حیدر است این
ای دخت شیر! بهر نبی شیر زاده‌ای
شیری که هست صاحب شمشیر،زاده‌ای

تو دخت شیری و اسدالله زاده‌ای
بر جمله خلق، رهبر آگاه زاده‌ای
بهر رسول، همدم و همراه زاده‌ای
خوشتر ز آفتاب رجب، ماه زاده‌ای
نوزاد تو کز او حرم الله منجلی است
آیینۀ تمام نمای خدا، علی است

نقش همیشه زنده ی لوح و قلم علی است
در بین اولیا به دو عالم عَلم علی
تصویری از حقیقت حُسن قِدم علی است
سعی و صفا و زمزم و رکن و حرم علی است
قرآن به وصف اوست که تکمیل می‌شود
جـز او چـه کس معلم جبریل می‌شود

روز نخست ارض و سما گفت یا علی
روح الامین به وقت دعا گفت یا علی
آدم به موج درد و بلا گفت یا علی
در جنگ‌ها رسول خدا گفت یا علی
در ذوالفقار زمزمۀ لافتی علی است
بر روی هر که می‌نگرم نقش یاعلی است

ای شهریار کشور جان یا علی مدد
ای دستگیر خلق جهان یا علی مدد
ای رهنمای گمشدگان یا علی مدد
ای ذکر اهل دل به زبان یا علی مدد
ما جان و دل به مهر تو آراستیم و بس
روز نخست از تو، تو را خواستیم و بس

مرغ دلم کبوتر صحن و سرای توست
شیرین ترین ترانۀ روحم ثنای توست
مُهر حلال زادگی من ولای توست
هر سو که رو نهم حرم با صفای توست
از لحظه‌ای که پای به دنیا گذاشتم
دینی به جز ولای تو مولا نداشتم

گل بی نسیم مهر تو پژمرده می‌شود
دل بی شرار عشق تو افسرده می‌شود
نام تو با کلام خدا برده می‌شود
یاد دمت مسیحِ دل مرده می‌شود
تـو کیستی؟ امام تمام امام‌ها
بر حضرتت هماره درود و سلام‌ها

بی مِهر تو قبول صلوه و صیام نیست
تکبیر و حمد و نیت و رکن و قیام نیست
تبلیغ دین احمد مرسل تمام نیست
ما را به جز تو بعد پیمبر امام نیست
این مذهب و عقیده و ایمان"میثم"است
حتی بهشت گـر تـو نباشی جهنم است

*************

امام زهرا که ابوبکر نیست**استاد غلامرضا سازگار**پ

ای دو جهـان طـور تجلاّی تو
گنــج خداونــد، تـولاّی تــو
ارض و سما خاک کف پای تو
روی خـدا روی دل‌آرای تـو
روح دو پهلوی نبی، همسرت
بیـت خــدا زادگـهِ مـادرت

وجه خدا، جان محمّد علی
فـاتح میــدان محمّد علی
باغ و گلستان محمّد علی
تمـام قــرآن محمّد علی
فوق همه خلق و همانندِ خلق
عبـد خداونـد و خداونـدِ خلق

روح مسیحا ز دمِ کیست؟ تو
وجـود، زیـر علـم کیست؟ تو
قلب محمّد حـرمِ کیست؟ تو
بر سر دوشش قدم کیست؟ تو
قوام اسلام تویی یا علی
تمام اسلام تویی یا علی

تیغ تو بشْکست چو در کارزار
داد خداونــد تــو را ذوالفقار
بیـن زمیـن و آسمـان آشکار
گفت امیـن وحـی پـروردگار
سلام حق باد به مولا علی
نیست جوانمردی، الاّ علی

شیرخـدا شیرمحمّد علی است
بازو و شمشیر محمّد علی است
دین جهانگیر محمّد علی است
تمام تفسیـر محمّـد علی است
آی همـــه فراریـــانِ اُحُــد
اُحُد به شمشیر علی فتح شد

کیست علی؟ به خلق عالم، امیر
کیست علی؟ ولــیّ حــیّ قدیر
کیست علی؟ امام پیش از غدیر
کیست علی؟ رفیـق پـیر فقیر
علی که لحم و دمِ پیغمبر است
فاتـح بَـدر و اُحد و خیبر است

تو از سخـن فراتـری یا علی
تو فوق وهم و بـاوری یا علی
تو هستـیِ پیمبــری یا علی
تو حیدری، تو حیدری یا علی
تو گوهر ناب یمِ خلقتی
تو ناشناس عالمِ خلقتی

حجّت ما بر همگـان تمـام است
غصب خلافت علـی حـرام است
علی فقط صاحب این مقام است
علی علی علی علـی امـام است
جای دروغ و حیله و مکر نیست
امـام زهـرا کـه ابوبکــر نیست

قسم به قرآن به محمّد به آل
شهادتین از تو گرفتـه کمال
بهشت دور تـو زنــد بال‌بال
نماز تو نماز تو کـرده حـال
ستاره محو اشکِ شب‌های تو
بوسـه‌زده دعـا به لب‌های تو

روز ازل محفل ما بـود و تو
حاصـل ناقابـل مـا بود و تو
لحظۀ خلقت گِل ما بود و تو
پیش‌تر از ما، دل ما بود و تو
حـال اگـر مغـز و یـا پـوستیم
هرچه که هستیم، علی دوستیم

من که به حد صفر هم نیستیم
تو دادی از لطف و کـرم، بیستم
حال که بـا دوستی‌ات زیستم
بـه روی مـن نیـاوری کیستم
مانده و از بـار گنـه خسته‌ام
بیـدلم امـا به تو دل بسته‌ام

عنایتی کن که گدایت شوم
غباری از خاک سرایت شوم
کبوتـر نغمـه‌سرایـت شـوم
«
میثمِ» افتاده ز پایت شـوم
با همـه گفتم تـو امام منی
مباد دست رد به قلبم زنی

***************

 

تپش نبض حيات و هستي با شروع تو
نديده خورشيدي رو کسي پيش از طلوع تو

اولين ستاره‌ي آسمون خدا تويي
اولين هم سفر خاتم الانبيا تويي

وقتي از اسم خدا گرفته مي شه نام تو
يعني جز خدا کسي نمي دونه مقامتو

وقتي خونه‌ي خدا معطر از خاک پاته
يعني از روز ازل خود خدا خاطر خواته

افضل العبادته زيارت روي علي
بهترين حبل المتينه تار گيسوي علي

اولين ذکر لبش قد أفلح المؤمنونه
حامي دين رسوله اولين مسلمونه

تنها را ه وصال مدينة العلمه علي
خورشيد کرامت و معرفت و حِلمه علي

با ولايت علي دين خدا محققه
تو قيامت صاحب صراط و حوض و بيرقه
لحظه لحظه‌ي غدير شاهده که بعد نبي
نداره شريک و همتايي، وليِّ مطلقه
ميزان تشخيص حق و باطله ولايتش
مظهر عدالته تا هميشه مع الحقه
عزت دين خدا مديون اقتدارشه
فاتح عرصه هاي خيبر و بدر و خندقه
صاحب روز قيامت کيه جز مولا علي
وقتي که مي گه خدا هم لا فتي الا علي

سرفرازه پرچم سروري تو از ازل
چيه جز ولاي تو حي علي خير العمل

راهي که اول و آخرش تويي، سعادته
ديني که امام و رهبرش تويي، هدايته
هر کي بسته چشمشو به روي چشمه سار حق
روز محشر نصيبش افسوس و آه و حسرته
تاريکي نداره راهي که تو باشي خورشيدش
از ازل تا به ابد نور تو بي نهايته
جايگاهي نداره پيش خدا و رسولش
اوني که به خانواده‌ي تو بي ارادته
نمي مونه برا هيچکه جاي شک و شبهه اي
وقتي که خدا مي گه ذکر علي عبادته
اگه ايراني هميشه سربلنده تو جهان
واسه‌ي اينه که زير پرچم ولايته
اين همه مذهباي جور وا جورُ مي خوام چيکار
راهي که تو آخرش باشي فقط سعادته
دلگيره آسمون از نماز بي ولاي تو
خدا آفريده هفت آسمونُ براي تو

تشنه‌ي کوثر لبهاي شما فرات و نيل
جاريه از نفسات زلال شهد سلسبيل
با اراده‌ي تو مي گرده تموم کائنات
به ضريح لطف تو هفت آسمون بسته دخيل
اولين منبر تو روز ازل، عرش خدا
اولين مستمعت کيه به غير جبرئيل
وقتي بالا مي گرفت کار نبرد تو معرکه
خيره مي شد به تو چشم همه‌ي مردم ايل
حديث شور و حماسه هاست تموم زندگيت
خيبر و بدر و احد خندق و ليلة المبيت

آخر اصالت و نجابت و ادب علي
مرد ميدون نبرد و فارس العرب علي

فاتح ميدوني و بيرق حق رو دوشته
چشم عالم همه مبهوت تو و خروشته

وقتايي که مي رسي با رعد و برق ذوالفقار
در برابر تو و اون همه عزم و اقتدار

آقا جون کسي براي گفتن حرفي نداره
هر چي پهلوون داره عرب پيشت کم مياره

غبار راهته صد تا مثل ابن عبدود
نداري همتايي از روز ازل تا به ابد

لرزه افتاده به جون بتها با حضور تو
چشم ظلماني شب نداره تابِ نور تو

مثه آفتاب مياي به جنگ شب سحر به دست
تو يداللهي و از راه مي رسي تبر به دست

خونه‌ي خورشيدو از سياهيا پاک مي کني
کعبه رو دوباره هم قبله‌ي افلاک مي کني

آروم و قرار قلب و کاشف الکرب نبي
سردار حماسه هاي سپاه حرب نبي

تکسوار صبح خيبر اسد الله علي
فاتح مطلق ميدونه يدالله علي

عرش روشن چشاش که چشمه‌ي نور خداست
مظهر شکوه و عشقه طرحي از خوف و رجاست

دل از عالم مي بره شوق شريف يه نگاش
اما نيست کسي تو معرکه حريف يه نگاش

يا علي دين خدا هميشه زير دين توست
مديون شور و خروش تو و نور عين توست
اگه بعد اين همه پرچم حق رنگي داره
اثر سرخي خون روشن حسين توست

مردي که روي لبت هميشه ذکر فاطمه س
حيرون رشادتاي تو امير علقمه س

زمين و زمون و عرش و آسمون به نام تو
تمومي کائنات ملک علي الدوام تو
خدا خونه‌ي خودش رو کرده نذر راه تو
واشده ديوار کعبه هم به احترام تو
تموم عمر تو عشق و عزت و بزرگيه
درس آزادگيه صبر تو و قيام تو
چه نيازي به جواب سلام مردم شهر
وقتي که خود خداست منتظر سلام تو
مي درخشه خطبه هات شبيه قرآن خدا
جاريه تو قلب تاريخ تا ابد کلام تو

بهتر از دنيا راه آسمونا رو مي دوني
ميون عرش خدا نماز شب رو مي خوني
کسي قدر اون دل دريائيتُ نمي دونست
وقتي مي گفتي سلوني قبل ان تفقدوني

به خدا ديگه شبيه تو نديده روزگار
همه‌ي پرده هاي غيب هم اگه بره کنار

چيزي بر علم و يقين تو اضافه نمي شه
چيزي بر کمال دين تو اضافه نمي شه

وقت سجده ها که صورت روي خاکا مي ذاري
يعني حتي پر کاهي ميل به دنيا نداري

سر مي ذاري روي خاک از همه جا رها مي شي
راهي خلوتي عارفانه با خدا مي شي

مي خوني هزار رکعت نماز تو هر شبانه روز
مونده جاي پينه‌ي مُهر روي پيشونيت هنوز

تير و بيرون مي کشن وقت نماز از توي پات
يعني بي پرده سخن ميگي تو سجده با خدات

اين راز و نيازو با دنيا عوض نمي کني
دو رکعت نمازو با دنيا عوض نمي کني

آخه تو خوب مي دوني که لذت حضور چيه
غرق شدن ميون بي کران عشق و نور چيه

مصحف سعادتي، قرآن ناطق خدا
هميشه آينه‌ي نور حقايق خدا

وا مي شه با خطبه هات پنجره هاي روشني

نفسات لبريزه از حال و هواي روشني
مي ريزه سحر کلامت آيه آيه معجزه
مي باره صبح نگاهت آيه آيه روشني
به خودت قسم صراط مستقيمه راه تو
که مي ره تا افق بي انتهاي روشني
دلمو دست تو مي سپرم که همراه خودت
ببري يه نيمه شب سمت خداي روشني
آرزومه يه بار از مسجد کوفه بشنوم
با صدات يک سحر جمعه دعاي روشني
روشني زمزم از زمزمه‌ي زلال توست
توي دنيا تنها آرزوي من وصال توست

کم ما و کرم و لطف و صفاي بي حدت
دل ما و حرم و شوق طواف مرقدت
مي شينم گوشه‌ي ايوون طلات شايد آقا
بشينه روي سرم غبار رفت و اومدت
تو که از روز ازل محور اهل عالمي
نه همين شصت و سه بار گشته زمين دور قدت
آسمون با تموم ستاره هاش هر روز و شب
تا ابد مي گرده يا علي به دور گنبدت

افتاده باز به سرم هواي پرواز تا حرم
امشبو اذن پريدن بده به بال و پرم
دل من پر مي زنه براي ديدن نجف
نذا آرزو به دل بمونه چشماي ترم
آخه من جز در خونه‌ي تو جايي ندارم
خودتم خوب مي دوني آقا يه عمره نوکرم
من کيم ادعاي نوکري تو رو کنم
من گداي خاک پاي نوکراي قنبرم
بچه بودم که بابام مي گفت اگه خوردي زمين
يا علي بگو پاشو مردونه از جات پسرم
اسم تو لالايي رؤياي کودکي من
هنوزم تو گوشمه زمزمه هاي مادرم
يا علي و يا علي و يا علي و يا علي
ذکر يا علي باشه ايشالا حرف آخرم
مي دونم سر مي زني به شيعه هات وقت سفر
مي دونم لحظه‌ي رفتن تو مياي بالا سرم
ترسي از قيامت و حساب کتابش ندارم
وقتي که يه عمره سينه چاک عشق حيدرم

دست تو مهربون و بنده نوازه هميشه
درياي لطف، برا دستاي نيازه هميشه
رد نمي کني کسي رو دست خالي آقا جون
دست با کرامت تو چاره سازه هميشه
هر کي از مدينه رد شده نمک گير توئه
سفره‌ي کرامت دست تو بازه هميشه
قصه‌ي رکوع و انگشتر تو برا کسي
که باشه اهل حقيقت مثه رازه هميشه
کعبه اميد اهل آسمون و زمينه
مردي که ولايتش هميشه حصن حصينه

کور بشه چشم حسودي که نمي خواد ببينه
توي عالم تنها حيدر امير المؤمنينه
يه نگاه با صفاش باب المراد عالمه
گوشه‌ي تار عباش بوالله حبل المتينه
امير عالمه و ابوترابه لقبش
بسکه تو خرابه ها با يتيما هم نشينه
سند عدالته عبا و نعلين علي
نديده دنيا ديگه اميري رو عين علي

جامه‌ي خلافتش پيرهن وصله دارشه
چند تيکه سفال و بوريا دار و ندارشه

اميري که روي دوشش مي ذاره نون و رطب
مي بره برا يتيما کوچه کوچه، شب به شب
دنيا رَم اگه بهش ببخشن حاضر نمي شه
پر کاهي رو به ناحق از کسي کنه طلب

دستاي عقيل گواه عدل و انصاف علي
عدالت يکي از اون هزار تا اوصاف علي
آخر سخاوته دستاي دريا صفتش
نگاه خسته دلا تشنه‌ي الطاف علي
بنازم عشق و صفا و دستگيريتُ علي
ميون هر دو سرا نعم الاميريتُ علي
به خدا با همه‌ي دنيا عوض نمي کنم
بورياي کهنه و فرش حصيريتُ علي
پدري کردي براي يتيماي شهر غم
ديده بود شب خرابه سر به زيريتُ علي
هل أتي آينه‌ي هر روز و هر شب توئه
سفره‌ي جو نديده يه لحظه سيريتُ علي
نخلايي که سر مي ذاشتن به روي شونه‌ي تو
حيف که زود ديدند به چهره گرد پيريتُ علي
بشکنه دستي که خواست ببنده دستاي تو رو
کورشه اونکه خواست شاهدباشه اسيريتُ علي

اين روزا که دلگيره هواي نخلستون غم
ابريه چشات مثه چشاي نخلستون غم
بغض سي ساله اي که خيمه زده توي گلوت
ناله ناله شده هم نواي نخلستون غم
جز دل چاه نمي شه هيچ کسي همزبون تو
براي گريه ميري کجاي نخلستون غم
غروباي بيقراري هواي گريه داري
سر مي ذاري روي شونه هاي نخلستون غم

آسمون چشم روشنت پر ابره اين شبا
معلومه دلت پريشون و بي صبره اين شبا
مي دونم خسته اي از زندگي بي فاطمه
مي دونم دنيا برات شبيه قبره اين شبا

بدجوري آتيش گرفتي از فراق فاطمه
خدا مي دونه چه کرده با تو داغ فاطمه
تا سحر همدم تو غربت و آه و بي کسي
کنار تربت بي شمع و چراغ فاطمه
نمي دونم چه حالي داشتي شبا که مي گرفت
زينب سه چار ساله از تو سراغ فاطمه
تو بايد صبر پيشه مي کردي ولي غريبونه
پيش چشم تو مي سوخت تموم باغ فاطمه

دست تو اسير حلقه‌ي طناب شد تو کوچه
يعني آسمونا رو سرت خراب شد تو کوچه
وقتي‌ديدي پروانه‌ت تو شعله‌هاي کينه سوخت
وقتي که ديدي به پات شمع تو آب شد توکوچه
صداي ناله‌ي زهرا رو شنيدي پشت در
همه‌ي آرزوهات نقش برآب شد تو کوچه
يه سپر فروختي و شد سپر بلاي تو
آقا جون فاطمه با تو بي حساب شد تو کوچه
هنوزم حيرونم از اين که چي شد بعد سه روز
زدن دختر مصطفي ثواب شد تو کوچه
با دلي لبريزِ شوق پر زدن دعا مي کرد
تا سحر با بغض و غم فاطمه شو صدا مي کرد

اما انگار شب نوزدهم يه شور ديگه داشت
چهره‌ي امام آسمون يه نور ديگه داشت

مي دونست قراره حاجت بگيره وقت سحر
دعاهاش رنگ اجابت بگيره وقت سحر

آخرم حاجت روا شد سر سجاده، علي
با نگاهي غرق خون تو محراب افتاده علي

محراب از خون سرش يه دشت سرخ لاله شد
راوي يه زخم کهنه، غربتي سي ساله شد

زخمي که بعضي شبا سر وا مي کرد کنار چاه
ناله ناله داشت حکايت از دلي لبرز آه

ديگه راحت مي شه از اين همه ماجراي شهر
ديگه راحت مي شه از مردم بي وفاي شهر

خورشيد کوفه با چهره اي پر از بغض شفق
پلکاشو گذاشته روي هم، شکسته بي رمق

طبيب اومده دوا بذاره رو زخم سرش
اما کي مي ذاره مرهم روي زخم جگرش

بغض دلتنگياي غروب مي باره از نگاش
معلومه رفتنيه ، اين جوري مي لرزه صداش

دلي غرق درد و ناله،‌حالي آشفته داره
ميون بغض چشاش حرفاي نا گفته داره

خوب مي دونه کوفه شهر آدماي بي وفاست
خوب مي دونه تازه اين اول غربت و بلاست

خوب مي دونه بيست سال ديگه حديث غربتو
قصه‌ي نامه هاي فريب اين جماعتو

مي دونه درياي خون مي شه يه روزي نينوا
آخه خونه دلش از مصيبتاي کربلا

مي دونه دست رشيد عباسش قلم مي شه
از غمش قامت ارباب با وفا هم خم مي شه

مي دونه خورشيد نيزه ها مي شه سر حسين
مي شينه سه شعبه تو قلب مطهر حسين

مي دونه دستاي زينب و مي بندن يه روزي
مي دونه با اشک بچه هاش مي خندن يه روزي

رحمي به سه ساله و شير خواره هم نمي کنند
رحمي به گهواره و گوشواره هم نمي کنند

مي دونه که از حرم شميم سيب و مي برن
به روي نيزه سر شيب الخضيب و مي برن

ميون سينه‌ش ديگه نفس آروم نمي گيره
پرو بالش توي اين قفس آروم نمي‌ گيره

مي ره با دلي پر از خاطره هاي بي کسي
ميره با شصت و سه سال درد و غم و دلواپسي

مي ذاره رو قلب عالم غم و درد و داغشو
تا بباره پلک ابرا ماتم فراقشو

مي ره و برا هميشه شيعه هاش يتيم مي شن
تو غم غريبي و بي کسي هاش سهيم مي شن

مي ره اما آروم و قرار نداره ذوالفقار
تا يه روز از اين روزا بياد يه مرد تکسوار

بره با بيرق انتقام به سمت کربلا ...

 

السلام علیک یا جواد الائمه علیه السلام

ميلاد امام جواد علیه السلام  تبريك

 2 بيتي ها

اي در صف اهل جود پيش از همه كس

 اي در صف اهل جود پيش از همه كس
دل برده به آقائي خويش از همه كس
بيش از دگران غلام خود را بنواز
اي جلوه ي رحمت تو بيش از همه كس

**********

عقل آمد و حلقه مي زند بر در عشق

 عقل آمد و حلقه مي زند بر در عشق
تا باده كشد دوباره از ساغر عشق
ميلاد جواد است كه پور زهراست
شد وقت نزول دومين كوثر عشق

**********

امشب كه شب شكفتن زيبائي است

 امشب كه شب شكفتن زيبائي است
ميلاد امام رحمت و آقائي است
عالم شده از جود جوادي سرشار
از بهر گدائي شب استثنائي است

**********

 ولادت حضرت جواد الائمه(ع) تبريك - سرود

 

آفتاب جمال خدايي ميوه ي نخل قلب رضايي

جان خوبان عالم فدايت تو جوادي و مشکل گشايي

 سيدي يا جواد الائمه(2)

***

 چون پدر يار خلق جهاني شمع جمع همه دوستاني

 هم جواد استي و هم کريمي

هم رئوفي و هم مهرباني

سيدي يا جواد الائمه(2)

***

بنده ام بنده ي اين سرايم گر چه آلوده ام با شمايم

 روي تو کعبه، صحن تو قبله کاظمين تو کرببلايم

 سيدي يا جواد الائمه(2)

***

من گنهکار و بي آبرويم تو کريمي، نياري به رويم

 دوست دارم که در کاظمينت چهره با خاک کويت بشويم

 سيدي يا جواد الائمه(2)

***

اي به دامان لطف تو دستم دل به صحن و سراي تو بستم

 تو کريم کريماني و من هر که هستم گداي تو هستم

سيدي يا جواد الائمه(2)

***

اي صفاتت صفات خدايي عادتت عفو و مشکل گشايي

 من توسل کنم تو تفضل تو کرامت کني من گدايي

 سيدي يا جواد الائمه(2)

********************

نسيمي از سر زلفت...

 

نسيمي از سر زلفت بهار دنيا شد

 تو آمدي و اميدي به عشق پيدا شد

 تو آمدي و خبر آمد از سرادق عرش

 زمين براي هميشه پر از مسيحا شد

 درست مثل زمان تولد زهر

ا مدينه مثل زمينهاي مكه زيبا شد

 وَ آسمان اگر امروز اين همه بالاست

 به پاي قامت طوبائي شما پا شد

 صداي پاي كريمانه ي تو مي‌آيد

 دلم به پشت در خانه ي تو مي آيد

 *****

تو نور عشقي و حق آفتابتان كرده

دعاي سبزي و حق مستجابتان كرده

ميان خيل هزاران هزار بخشيده

 براي جود خودش انتخابتان كرده

 هزار و چهارده سال مي شود كه خدا

 مرا پياله به دست شرابتان كرده

 تو را سرشته و ادغام كرده با قرآن

 تو را نوشته و حالا كتابتان كرده

قسم به كعبه براي شفاعت فرداست

 اگر جواد الائمه خطابتان كرده

 خدا سرشته تو را تا كه مثل نور كند

 كريمي اش به كريمي تو ظهور كند

*****

مسيح سبز نفسهاي تو حياتم داد

 شعاع نور ضريحت به جاده ام افتاد

 براي انكه خدا حاجت مرا بدهد

 مرا نوشت مريد و تو را نوشت مراد

 به روي صفحه ي پيشاني ملائك تو

 نوشته اند سگ خانه ي امام جواد

 چگونه لطف نداري به اين اسيري كه

غلام حلقه به گوش تو بوده مادر زاد

 صداي اول عشق و صداي آخر عشق

تمام عشقي و اي عشق خانه ات آباد

 دميده است به روي مهت امام رضا

 علي اكبرِ در خانه ي امام رضا

 *****

 تو آمدي پي اكرام و همنشيني مان

 جواب عاطفي باشي به مستكينيمان

 تو آمدي ز طبق هاي آسمان پائين

 وَ كردي از پي چشمانتان زمينيمان

 چگونه دست توسل نياورم آقا

 تو آمدي كه هميشه گدا ببينيمان

 توئي تو ماحصل چلّه ي توسل ما

 تويي شراب طهوراي اربعيني مان

 توئي كه حقّ خدائي به گردنم داري

 تو آفريده شدي تا بيافرينيمان

 تو را جواد و مرا آفريده ات كردند

قتيل آن دو كمان كشيده ات كرده اند

********************

 شب است و كوكبي از نور ...

 

 شب است و كوكبي از نور يك مه پاره مي آيد

 ز يثرب كرد جلوه مهر و ماه را بيچاره مي آيد

 به رنگ آسمان فواره در فواره مي آيد

وَ همراهش صداي جنبش گهواره مي آيد

 سروش غيب گويد حضرت باب المراد آمد

 تمام جود، كل معرفت، يعني جواد آمد

 *****

 الا اي نا اميدان غنچه ي اميدتان وا شد

 كجائيد اي تهي دستان كه جشن جود بر پا شد

 بيائيد اي تمام ذره ها خورشيد پيدا شد

جواد آمد تمام آيه هاي جود معنا شد

 حريم لطف اين مولا نه دربان و نه در دارد

 هر آنكس هر چه مي خواهد به دست خويش بردارد

*****

 اگر روزي بپرسي از كرم كو قبله گاه تو؟!

 وگر از جود پرسي كيست آيا پادشاه تو؟!

 به آقائي اگر گوئي كه شد پشت و پناه تو؟!

 ز احسان گر بپرسي كيست مشعل دار راه تو؟!

 همه گويند او سالار در ارض و سما باشد

 جواد آل زهرا حضرت ابن الرضا باشد

 *****

 شبي وقت سحر مأموري از رب العباد آمد

 صدايش دلنشين با قدسيان مسرور و شاد آمد

 سوي شهر مدينه داد مي زد عدل و داد آمد

 بياييد اي گره در كارها اينك جواد آمد

 وَ اين مهر فروزنده مه تابان ايران است

چرا كه او وليعهد رضا سلطان ايران است

*****

 گلي واشد كه دل بستند گلها خار راهش را

 مهي آمد كه شمس طوس بوسد روي ماهش را

عزيزي كه عزيز مصر مي جويد نگاهش را

 سليمان نبي هم مات مانده قدر و جاهش را

 نه تنها دوست، از درگاه جودش بهره ور گردد

 نمي خواهد كه حتي دشمنش نوميد برگردد

 *****

جواد است او كه بي ساحل بود درياي جود او

 فضاي عالم خلقت پر از غوغاي جود او

 خودِ جود است چون مجنون پي ليلاي جود او

 هميشه باز باشد بر همه درهاي جود او

 پدر فرمود او را دل به تو بستند سائل ها

ز دربي رفت و آمد كن كه بنشستند سائل ها

********************

 

سرود ولادت امام جواد(ع)

جواد آل عبایی شافع روز جزایی منبع جود و عطایی کوثر امام رضایی

 قبولم کن به پابوسی بیام حرمتو ببینم

 بزار برا یه بارم که شده بیام پایین پا بشینم

 چشم دل من به گنبد طلاته

 دست ابالفضل رو سر زائراته

جواد ابن الرضا آقا جواد ابن الرضا

 اولین قبله عاشق حرم آقام حسینه

 ولی بعد از اون تموم عاشقی توکاظمینه

 بگیر دست منو آقا می خوام که نوکرت بمونم

 می خوام تاکه نفس دارم بیام حرم برا شما آقا بخونم

قبله قلبم حرم باصفاته عالم و آدم اسیر یک نگاته

جواد ابن الرضا آقا جواد ابن الرضا

 الا ای باب الحوائج کرم شما رو عشقه

 خداییش میون عشقا حرم شما رو عشقه

 شب میلاد تو آقا می خوام ازت صله بگیرم

 آقا حاجت من فقط همینه که بیام پای ظریت بمیرم

حاجتم اینه که مهدی روببینم پایین پاتون کنار اون بشینم

جواد ابن ارضا آقا جواد ابن الرضا

********************

 

مدح امام جواد(ع)

 

 نهمین حجت معبود جواد

معنی کامله جود جواد

لاله و رازقی و یاس سپید

 نافه و مشک تر و عود جواد

 ساکنان همه عالم را

 همه هست و همه بود جواد

آنکه را حضرت حق در قرآن

 خوانده اش شاهد ومشهودجواد

 مالک ملک سلیمان نبی

 صاحب لهجه داوود جواد

 کیست آن طفل که قلب رضوی

 از قدومش شده خوشنود جواد

 بهر شرمندگی طعنه زنان

 کیست آن کوثر موعود جواد

کیست او کز قدمش حضرت

 شاه باب بذل صله بگشود جواد

********************

مدح آقا جواد الاائمه 1

 

 اي وجودت حيات‌بخش وجود

 سائل درگهت كرامت و جود

مظهر كامل امام رضا

آفتاب دل امام رضا

 قبلة حاجت همه، حرمت

 دشمن و دوست سائل كرمت

 ماه، آيينه‌دار طلعت تو

 رخ شمس‌الشموس صورت تو

 آية هشت سورة نوري

 به جوادالائمه مشهوري

خلف پاك مرتضايي

 تو كوثر حضرت رضايي تو

ملك و جن و انس مهمانت

 دو جهانی نشسته بر خوانت

 كاظمينت درون سينة ما است

 نجف و مكّه و مدينة ما است

 تو جوادي و ما گداي توئيم

 هر چه هستيم خاك پاي توئيم

 لطف تو، عجز ما، بود معلوم

 هر دو هستيم لازم و ملزوم

كرم و جود تا ادا گردد

هر جوادي پي گدا گردد

 من اگر در گدائيم كاهل

 تو به جود و كرامتي كامل

 تو محمد ، علي است ابن و ابت

كنيه ابن الرضا ، تقي لقبت

 تو گلي و وجود گلخانه

 اي به ريحانه روح و ريحانه

 رنگ رخسار مرتضي داري

نقش گلبوسة رضا داري

پدرت گفت نازنين پسرم

 اي فداي تو مادر و پدرم

 پدران تو برترين پدران

 پسران تو بهترين پسران

 يم جود و فتوّت ايد همه

 اهلبيت نبوّت ايد همه

 دلتان بحر بي كرانة علم

 كيست غير از شما خزانة علم؟

 معدن خير و مظهر خيريد

 اول خير و آخر خيريد

 ابر باريده با ولاي شما

 خلق خلقت بود براي شما

 همگي باب‌هاي ايمانيد

 امناي خداي رحمانيد

 تا صف حشر اصل هر كرميد

 ركن اركان و قادَةُ الاُمَم ايد

علم‌ها قطره و تو دريايي

 عالمی بنده و تو مولايي

دو جهان ذرّه و تو خورشيدي

كه به قلب همه درخشيدي

پيش علم تو علم عالم چيست؟

 در حضور تو پور اكثم كيست؟

 تو به بزم سخن تكلم كن

تو به روي رضا تبسم كن

 نفس حلم زنده از سخنت

 بوسة علم بر لب و دهنت

 يك كلام تو صد سپهر كمال

يك سؤال تو سي هزار سؤال

 تو دهي، اي كرم گداي درت

 حِرز مادر، به قاتل پدرت

 اي خجل گشته دشمن از كرمت

اي مسيحا نيازمند دمت

 تو كه در هر دلي حرم داري

تو كه با دشمنت كرم داري

 تو كه بر خشم خصم مي‌خندي

 به روي دوست در نمي‌بندي

اَنت بابُ المراد ادركني

يا امام جواد ادركني

 سيّدي ميثم ام قبولم كن خاك ذريّة رسولم كن

********************

مدح آقا جواد الاائمه 2

 

شادي كل عباد است عباد است عباد

فتح ابواب مراد است مراد است مراد

 شادي و شور، جهاد است جهاد است جهاد

 عيد ميلاد جواد است جواد است جواد

مظهر عفو رحيم است رحيم است رحيم

كه كريم ابن كريم است كريم است

كريم حبّذا شمس ولايت قمرت بخشيدند

بصر نوري و نور بصرت بخشيدند

 

 قرص خورشيد به وقت سحرت بخشيدند

 خود جوادي و جواد دگرت بخشيدند

 

 گشته از فيض گلت بيت ولايت گلشن

 ديده‌ات باد به ديدار محمد روشن

 

 اين پسر مظهر حسن احد دادگر است

اين پسر خلق زمين را و زمان را پدر است

 اين پسر همچو پدر بضعة خيرالبشر است

 اين پسر از همه خوبان جهان خوب‌تر است

 اين پسر هستِ رضا هستِ رضا هستِ رضاست

همچو قرآنِ محمد به سر دستِ رضاست

 

 اين جواد است كه جود آمده جود از كرمش

 خواهد ار جود كند ظرف وجود است كمش

 جود آرد همه شب سجده به خاك قدمش

 ماه و خورشيد بود گرم طواف حرمش

 هر طرف روي كند باز مه محفل ماست

 حرمش كعبه جانها به حجاز دل ماست

 حامد خالق و دردانة محمود است

 اين به جمال ازلي شاهد و مشهود است

 اين کنز مخفی ابد را در مقصود است

 اين گوهر هشت سپهر كرم و جود است

 اين صاحبان كرم و جود جوادش گويند

 كعبة اهل دل و باب مرادش گويند

 اي به هر لحظه دو صد جان و سرم قربانت

 نیست چیزیم که گویم، هنرم قربانت

جان چه قابل كه ز جان خوب‌ترم قربانت

 پدرت گفت كه جان پدرم قربانت

 تو به تن روح و به سر شور و به دل آرامي

رضوي روي، علي خوي و محمد نامي

 كل هستي چو كف دست به پيش نظرت

دو مطيعند و غلامند، قضا و قدرت

 هر كجا پاي نهي علم بود پشت سرت

 پور اكثم زده زانوي تلمّذ به برت

 به خدايي كه تو را داده چنين جاه و مقام

تو ولی نعمت مایی و امام ابن امام

پور هارون ستمگر چو مقام تو شناخت

 رنگ از چهره، قرار از دل و هوش از سر باخت

آتشي بود كه در شعلة نور تو گداخت

 گوئيا قلب ورا نطق تو از كار انداخت

خبري تازه ز اسرار الهي گفتي

 از هوا و مه و ابر و يم و ماهي گفتي

اي وجود تو همه شاهد يكتايي

تو قلم صنع كند فخر به زيبايي تو

ماه حيرت زدة حسن تماشايي تو

 زنده هر مرده دل از فیض مسیحایی تو

رضوي ماه رضا جلوة تو

 در دل ماست دست ما خالی و جود تو

همه حاصل ماست كيست تا چون تو

به يك قطره دو دريا بدهد

 به گدا بيشتر از ثروت دنيا بدهد

با كلامش همه را شهد مصفا بدهد

 حرز مادر را بر قاتل بابا بدهد

 اي هماره كرم و جود و عطا زندة تو

 جود كن جود كه جود است برازندة تو

 من كيم خاك گدايان سر كوي توام

خالي ام از همه و پر ز هياهوي توام

 تشنه‌ام تشنه ولي تشنه لب جوي توام

 ميثم بي سر و پايم كه ثنا گوي توام

 گر چه قابل نبود دم زدنم وقف شماست

 قلم و طبع و زبان و سخنم وقف شماست

ميثم

********************

ترجیع بندبه مناسبت میلاد حضرت جواد الائمه علیه اسلام

 

 حجّت دین حق امام جواد

 از شرف پا در این سرا بنهاد

چشم ما از جمال او روشن

مقدمش بر همه مبارک باد

گوهر بحر عشق و جود آمد

 خوش بشارت به عاشقانش داد

 شام هجران دگر به پایان شد

 پرده از چهرة سحر افتاد

روز عیش و نشاط و سرمستی

عید مسعود آمد و میلاد

نوگُل گُلشن رضا آمد

 مرحبا دامنی که شادی زاد

 هر دلی کز الم پریشان بود

 شد ز مهرش ز بند غم آزاد

شک ندارم ولای او گردد

 یار و یاور مرا به روز معاد

 عالم از نور روی او روشن

قلب ما شیعیان ز عیدش شاد

 شاد و خرم سرای بُستان شد

 گشته رقصان صنوبر و شمشاد

 این شنیدم که مرغ خوشخوانی

این چنین نغمه زد پی ارشاد

***

 کآمد ای عاشقان زمان طرب

خیز و شادی نما به ماه رجب

***

 مه سر آورده از گریبانش

جان فدای جمال تابانش

 شام هجران به وصل او شد رو

ز دیده روشن ز روی رخشانش

 عندلیبان به نغمه زین مولود

 غنچه خندان ز لعل خندانش

 شهره گردیده در همه آفاق

 دست جود و سخا و احسانش

 قبلة اهل معرفت خوانند

شمع بزم جهانِ عرفانش

 جبرئیل امین و جنّ و بشر

 چون غلامان کمینه دربانش

 در سپهر ولا نهم اختر

نُه فلک گوشه ای ز ایوانش

 گردش چرخ و ثابت و سیّار

 جُمله در تحت امر و فرمانش

 نور روی محمّد بن علی

 طلعتی از فروغ سبحانش

 گرچه مدفون به کاظمین است او

 شد ضریحش دل محبانش

 این ندا می رسد کنون بر گوش

 هر زمان از شه خراسانش

***

 کآمد ای عاشقان زمان طرب

خیز و شادی نما به ماه رجب

***

 گُل به گلزار احمدی شد باز

غنچه با بلبل سخن دمساز

 لاله در دامن چمن روئید

 چشم نرگس ز خواب خوش شد باز

 سر برآورده آفتاب وجود

 تا ز پرده برون کند هر راز

 در تلاطم محیط حق آمد

فیض رحمت دوباره شد آغاز

روز عید آمد و زمان طرب

روز جشن امیر ملک حجاز

نور چشم رضا جواد است این

که قدم زد به ماسوا با ناز

 گوهر بحر جود و احسانست

که جهان را به اوست دست نیاز

 روح تقوا و طاعت و زهدست

 اسوة عدل و داد و عشق و نماز

 پایة دین ز عزم او محکم

 کرد در بحث و درس و علم اعجاز

 مرحبا مرحبا بر این نوزاد

 آفرین بر چنین دُر ممتاز

 محو حُسن جمال او بودم

 که به گوشم بیامد این آواز

***

 کآمد ای عاشقان زمان طرب

 خیز و شادی نما به ماه رجب

***

 ساقیا خیز و جام می آور

 ده به مستان حق پرست یک سر

 خیزو پرکن زعشق و سرمستی

 ساغر ما ز خُمّ آن دلبر

 باده چون آذرست و زین باده

 خیز و بر جان ما بزن آذر

 روز وصل و طرب فراز آمد

 بر کف عاشقان بود ساغر

 سر ز ایوان دین برآورده

در سپهر ولا نهم اختر

 نه خجل زین ستارة توحید

منفعل از رُخش خور خاور

 شاد و خرّم دوباره کون و مکان

 شد ز یمن قدوم آن سرور

شد عجین مهر او به آب و گلم

 آری آری بسان شهد و شکر

وارث احمد و علیّ و بتول

 که حسین است و هم حسن مظهر

مس دل کن طلا ز اکسیرش

 مهر او شد ز کیمیا برتر

 خستگان را رسیده است عنقا

این بشارت ز حضرت داور

***

کآمد ای عاشقان زمان طرب

 خیز و شادی نما به ماه رجب

***

عباس عنقا

********************

 زمزمه با حضرت جواد علیه السلام

 اي مزارت چراغ دل ما

 ياد تو گرمي محفل ما

مهر تو روح آب و گل ما

 نام تو حل هر مشكل ما

 سيدي يا جواد الائمه

 كاظمين تو دار الولايم

 قبر تو كعبه و كربلايم

 تو جواد استي و من گدايم

 با عنايات تو آشنايم

 سيدي يا جوادالائمه

باب صحن تو باب المردام

چهره بر آستانت نهادم

دل به مهر و ولاي تو دادم

 هر كه هستم گداي جوادم

 سيدي يا جوادالائمه

 رشتة دل جز از تو گسستم

از ازل دل به مهر تو بستم

زير كوه معاصي شكستم

كس نگيرد به غير از تو دستم

 سيدي يا جوادالائمه

يابن زهرا ببين روسياهم

هستيم گشته بار گناهم

خاري افتاده در خاك راهم

جان زهرا بكن يك نگاهم

سيدي يا جوادالائمه

 قدّم از بار عصيان خميده

رنگم از شرمساري پريده

کس چو من روسیاهی ندیده

 قاصد مرگم از ره رسيده

سيدي يا جوادالائمه

خون دل ريزد از هر دو عينم

 گريه از بهرتان گشته دينم

 عاشقم عاشق كاظمينم

هر نفس شد به دل يا حسينم

 سيدي يا جوادالائمه

 اي نگاه تو اذن دخولم

 از گنه شرمسار و ملولم

 ميثم اهلبيت رسولم

 جان زهرا قسم كن قبولم

سيدي يا جوادالائمه

**********

 در مدح حضرت جواد علیه السلام

 ای دُر نـورانیِ ده بحر نـور

 وی نهمین حجتِ ربّ غفور

آینـۀ قبـلۀ هفتم: جـواد

نور دل حجت هشتم: جواد

 کنیۀ زیبای تـو ابن الرضا

 محمدی یـا علی مرتضی؟

کعبۀ ارکان حرم کیست؟ تو

 قبلۀ اربـاب کرم کیست؟ تو

ماه رخت، مصحف آیات حق

 واسطـۀ کل عنـایـات حق

 دست تـو دست کرم کبریا

 صحن و رواقت حرم کبریا

 ارض و سماوات به تو متکی

 بـوده امـام همه از کودکی

 علم، بوَد نقش گل روی تـو

 جود،گدایی بـه سر کوی تـو

 با سخن تـو شده احیای علم

 هر نفس توست مسیحای علم

طور، تجلی گـه انـوار تـو

نـور، متاع سر بـازار تـو

 روی خدا، روی دل آرای تو

 چشم رضا، محو تماشای تو

چون تو کسی عابد و معبود نیست

 بـا برکت تـر ز تو مولود نیست

 تو پسر فاطمه‌ای یا جواد!

 قبلۀ جان همه‌ای یـا جواد!

 زادۀ اکثم ز تـو خجلت زده

 سینۀ مأمون ز تـو آتشکده

داده‌ای ای حجت پروردگار

 پاسخ یک مسئله را سی هزار

 مخزن عـلم ازلـی سینه‌ات

عالَـم اسرار، در آیـینه‌ات

ظرف وجود تو پر از علم غیب

نـور خدایـی و مبرا ز عیب

 طلعت تـو آینۀ روی حـق

 عالم غیبی، ولی از سوی حق

برتـری از اینـکه میان رهی

یک خبر از ماهی و مأمون دهی

 عالم دانش همه پا بست توست

دایره‌ای بین کف دست توست

 خلق جهان را به درت التجاست

 شأن شما «وَ مَن اَتا کُم نَجاست»

 خیل مَلَک، عاشق تهلیل توست

 وحی خدا زنده به تأویل توست

 ای ملک و جن و بشر زائرت

 وسعت مـلک ازلی، حائـرت

%