شهادت امام باقر عليه السلام11-شاعر:تاجيك
ازبس که گريه کرده سرش درد مي کند اندازه ي تمام حرم داغ ديده است
در قاب چشم او که هميشه ز خون تر است تصويري از جنازه ي مشکي دريده است
بر پاي او نشان اسيري نشسته است از بس به روي خار مغيلان دويده است
جشن و سرور و شادي و سنگ و سر امام فهم کسي نميرسد آنجا چه ديده است
ويرانه ها و قصه ي يک دختر اسير او هم خجل ز روي مه آن شهيده است
اين خاندان به نام علي پر تعصبند او ناسزا به نام علي هم شنيده است
مي پرم بابال او تا انتها . . .