هیچ کس چون تو سخاوتمند نیست. . .

هرکه درعشق و وفا پابند نیست

با امید وعشق خویشاوند نیست

نیست او را با خدا پیوستگی

هرکه را با مهر تو پیوند نیست

تو جوادی و ندیدم سائلی

کزعطا وجود تو خرسند نیست

چیست جزافسوس وحسرت قسمتش

برشما هرکس ارادتمند نیست

در رهت هرکس نهد پا با یقین

درغم مال و زن و فرزند نیست

ازکریمان ،سائلان ، پرسیده ام

هیچ کس چون تو سخاوتمند نیست

بهترین راه نجات ما توئی

هیچ حرفی بهتر از این پند نیست

خوب میداند«وفائی» جز شما

تا خدا دیگر پُل پیوند نیست

شاعر : استاد وفایی

نوحه سینه زنی*شهادت جواد الائمه(ع)

چراغ و چشم رضا محمد بن علي
شهيد زهر جفا محمد‌ بن علي
اي شده خون بر دلت، يار جاني قاتلت
يا جواد ‌بن الرضا(2)
*****
سلام ما به تو و نگاه آخر تو
چگونه کشته تو را ز کينه همسر تو
بر تو بي‌جرم و گناه، خانه‌ات شد قتلگاه
يا جواد ‌بن الرضا(2)
*****
سرشک ديده ي من نثار تربت تو
هميشه گريه کنم به ياد غربت تو
اي عزيز فاطمه، باب حاجات همه
يا جواد ‌بن الرضا(2)
*****
الا عطا و کرم هميشه عادت تو
شرر زند به جگر غم شهادت تو
تو غريب خانه‌ اي، بر رضا ريحانه ‌اي
يا جواد ‌بن الرضا(2)
*****
شنيده‌ ام که ستم رسيده بر بدنت
فتاده روي زمين ز بام خانه تنت
بر روي خاک آن بدن، بوده بي ‌غسل و کفن
يا جواد ‌بن الرضا(2)
*****
به دست اهل ولا تن تو گشته کفن
گلوي تشنه نشد سرت جدا ز بدن
اي رضا را نور عين، گريه کن بهر حسين
يا جواد ‌بن الرضا(2)
*****

اي انس و جان گداي تو يا حضرت جواد . . .

اي انس و جان گداي تو يا حضرت جواد
شرمنده ي عطاي تو يا حضرت جواد
دائم ز کار خلق گره باز مي‌کند
دست گره ‌گشاي تو يا حضرت جواد
زيباترين دعاي سماواتيان بود
مدح تو و ثناي تو يا حضرت جواد
پيش از شب ولادتم اي آشناي دل
دل بود آشناي تو يا حضرت جواد
چون آيه‌هاي نور، پدر بوسه مي‌زند
بر روي دلرباي تو يا حضرت جواد
زوار پا نهند به بال ملايکه
در صحن باصفاي تو يا حضرت جواد
پر مي‌ زند کبوتر دل‌ ها ز هر طرف
پيوسته در هواي تو يا حضرت جواد
جود از تو جود گشت و کرامت نهاده است
رخ بر در سراي تو يا حضرت جواد
تو کيستي؟ هميشه جواد الائمه‌اي
من کيستم؟ گداي تو يا حضرت جواد
بايد هزار زاده ي اکثم به وقت بحث
صورت نهد به پاي تو يا حضرت جواد
مامون در آتش حسدش آب مي‌شود
چون بشنود صداي تو يا حضرت جواد
بخشي به قاتل پدرت حرز مادرت
اي جان ما فداي تو يا حضرت جواد
بگشاي لب که لحظه به لحظه اجابت است
دلداده ي دعاي تو يا حضرت جواد
هرکس زده است دست توسل به دامني
ما را بود ولاي تو يا حضرت جواد
قبر مطهر تو در آغوش کاظمين
دل‌ هاي ماست جاي تو يا حضرت جواد
با ا... قسم هر آنچه بگوييم نارساست
بر قامت رساي تو يا حضرت جواد
هرگز رضا ز کس نشود حضرت رضا
يک لحظه بي‌رضاي تو يا حضرت جواد
اين غم کجا برم که بسي بر تو شد ستم
از يار بي‌ وفاي تو يا حضرت جواد
با تو هر آنچه شد ستم و ظلم بي‌حساب
داند فقط خداي تو يا حضرت جواد
تو در ميان حجره زدي ناله و گريست
قاتل هم از براي تو يا حضرت جواد
آتش گرفت حجره ي دربسته چون دلت
از اشک بي‌صداي تو يا حضرت جواد
قلب تو پاره‌ پاره شد و شهر کاظمين
گرديد کربلاي تو يا حضرت جواد
با ا... قسم رواست که مرغان آسمان
گريند در عزاي تو يا حضرت جواد
با آن همه وفا و محبت که داشتي
شد زهر کين سزاي تو يا حضرت جواد
«ميثم» به ناله‌هاي دلت بود آشنا

شد مرثيه ‌سراي تو يا حضرت جواد

شاعر : استاد سازگار

زهر به جان زد شررم اي پدر . . .

زهر به جان زد شررم اي پدر
سوخت ز پا تا به سرم اي پدر
جواد مظلوم تو از دست رفت
نمانده ديگر اثرم اي پدر
من که غريبانه زدم دست و پا
مگر تو گيري به برم اي پدر
شمع شدم آب شدم سوختم
لخته ي خون شد جگرم اي پدر
حجره ي دربسته مرا شد قفس
ريخت همه بال و پرم اي پدر
کاش که مي‌بود به بالاي سر
اين دم آخر پسرم اي پدر
يار مرا کشت به فصل شباب
زد به جگر نيشترم اي پدر
تشنه‌ام و به ياد جدم حسين
اشک‌ فشان از بصرم اي پدر
با نفس «ميثم» دلسوخته

ريخت به دل‌ها شررم اي پدر

شاعر :استاد سازگار

اين جگر از داغ  يک سيلي تمام عمر سوخت . . .

آنکه عمري داغ زهرا شعله زد بر پيکرش
ريخت از روز ازل باران ماتم بر سرش
نخل اميد رضا بود و به باغ احمدي
دست ظلمي زد شراره بر همه برگ و برش
از غريبي بي کس و تنها به خود پيچيد و باز
شد غبار حجره ي در بسته او بسترش
او چو شمعي آب مي گرديد از کينه ولي
هلهله مي کرد از شادي در آنجا همسرش
همسر او گر برون حجره مي خندد ولي
در درون حجره مي گريد به حال مادرش
بشکند دست تو گلچين اين گل زهرا بود
با چه جرأت دست افکندي و کردي پرپرش
اين جگر از داغ  يک سيلي تمام عمر سوخت
آخر اي زهر جفا کردي چرا سوزان ترش
در دو عالم سربلند است و سر افرازي کند

هر که مي گردد«وفائي» از وفا خاک درش

شاعر :وفایی

دست مرا هم بگير از کرمت يا جواد . . .

اي به همه ماسوي سيد و مولا جواد
نام خوشت بر لب اهل تولا جواد
هر که شود سائلت پادشه عالم است
هر چه بگويم من از جود و عطايت کم است
ذره ي نا قابلم مهر شما در دلم
از دو جهان يا جواد عشق تو شد حاصلم
اي به رضا نور عين وي به سخا زيب و زين
قبله ي دلها بود قبر تو در کاظمين
بحر عطا و کرم معدن جود و سخا
اي پسر فاطمه کن نگهي سوي ما
دست تو وقت کرم کار خدا ميکند
ذکر شريف جواد درد دوا ميکند
زد به دل ما شرر سوز غمت ياجواد
جان بفداي تو و عمر کمت يا جواد
با همه ي آنکه ديد از تو عطا و وفا
همسر نامهربان  کشت تو را از جفا
اي گل باغ مراد کشته ي ظلم و عناد
دست مرا هم بگير از کرمت يا جواد