وفات کریمه اهل البیت - شاعر استاد سازگار

شد بپا در شهر قـم غوغای محشر

در عـزای دختـر مــوسی بن جعفر

یا رضا ای هشتمین شمس امامت

در عزای خواهرت سرت سلامت

وامصیبت وامصیبت وامصیبت

مـردم قـم را بـه تشییع جنازه

داغ زهرا بر جگر گردیده تازه

وامصیبت وامصیبت وامصیبت

در جگر خون در بصر اشک عزا داشت

آرزوی دیـــدن روی رضــا داشــت

وامصیبت وامصیبت وامصیبت

یا جواد ابن الرضا کن ناله برپا

عمــۀ مظلومـه‌ات رفته ز دنیا

وامصیبت وامصیبت وامصیبت

مثل کعبه قبر او در قم عیان است

از چه یاران تربت زهرا نهان است

وامصیبت وامصیبت وامصیبت

وامصیبت وامصیبت وامصیبت

وفات کریمه اهل البیت

جهان را ماتم عظماست امشب
عزای دختر موساست امشب
سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت
نه تنها شهر قم ماتم گرفته
زمین و آسمان را غم گرفته
سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت
رضا خون جگر از دیده بارد
عزای حضرت معصومه دارد
سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت
به یاد حضرت معصومه امشب
بگرید دیده ی زهرا و زینب
سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت
بگرید بهر خواهر بهر دختر
رضا و حضرت موسی ابن جعفر
سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت
شرار ناله سر زد تا به افلاک
نهان شد پیکر معصومه در خاک
سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت
دریغا ای دریغا شد خزایی
گل گلزار موسی در جوانی
سر مهدی سلامت سر مهدی سلامت

وفات کریمه اهل البیت - شاعر استاد سازگار

ثامن الائمه ای شمس ولایت
در مدینۀ قم بین شور قیامت
شد وفات معصومه              معصومه مظلومه
یا امام هشتم یا امام هشتم
 
****
فاطمه چو مادر در سنّ جوانی
گلزار وجودش گردیده خزانی

شد وفات معصومه              معصومه مظلومه
یا امام هشتم یا امام هشتم
 
****
محفل مصیبت گشته محفل ما
گشته داغ زینب تازه در دل ما

شد وفات معصومه              معصومه مظلومه
یا امام هشتم یا امام هشتم
شد مدینۀ قم کربلای دیگر
گریه کن رضاجان در عزای خواهر

شد وفات معصومه              معصومه مظلومه
یا امام هشتم یا امام هشتم
 
****
در سینۀ پاکِ آن روحِ مطهر
هم داغ پدر بوده هم هجر برادر

شد وفات معصومه              معصومه مظلومه
یا امام هشتم یا امام هشتم
 
****
دو فاطمه را بود داغ دل به سینه
این به دامن قم این شهر مدینه

شد وفات معصومه              معصومه مظلومه
یا امام هشتم یا امام هشتم
 
****
این فاطمه محزون از جور زمانه
آن فاطمه دیده رنج تازیانه

شد وفات معصومه              معصومه مظلومه
یا امام هشتم یا امام هشتم

وفات کریمه اهل البیت - شاعر استاد سازگار

ای حرمت کعبۀ جان همه
عمّۀ سادات بنی فاطمه
فاطمۀ فاطمه بنت الامام
حضرت معصومه علیهاسلام
دختر موسایی و طور تو قم
وادی سیناست به طور تو گم
دختری و بر همه عالم اُمی
قائمۀ عرش خدا در قمی
پیرهنت از جلوات خدا
بر تن و جانت صلوات خدا
آیۀ تطهیرِ مکرّر تویی
عصمت حق کوثرِ کوثر تویی
اخت رضا نایبة الزینبی
عمّۀ ساداتی و زینِ ابی
تربت زهرا حرم پاک تو
پیکر پاک علما خاک تو
از کرم و لطف تو شد این حریم
قبر بروجردی و عبدالکریم
کعبۀ جانی و دهد صبح و شام
مسجد اعظم به مزارت سلام
فیض بوَد خاک کف پای تو
فیضیه یک قطره ز دریای تو
ماه به گردون شده دلبسته‌ات
مهر، چراغ سرِ گلدسته‌ات
خیل رسُل مدح‌سرای تواند
زائر ایوان طلای تواند
فرش گدایان درت بال حور
آینه‌های حرمت چشم نور
حور و ملک روز و شب از چارسو
در حرم قدس تو آرند رو
پیش رویت چون بنشیند رضا
فاطمه در فاطمه بیند رضا
گرچه بر آن حجت حق خواهری
آینۀ عمّه‌ای و مادری
چهره‌ هر آنکس به ضریحت بهشت
دید ز هر پنجره باغ بهشت
«موسی خزرج» که به جانش درود
بر تو درِ خانۀ خود را گشود
تا به ورود تو قدمگاه شد
خانۀ موسی حرم‌الله شد
با قدم قدس تو یا فاطمه
ستّیه شد کعبه جان همه
بعد ورود تو در آن بیت پاک
ناز به گلزار جنان کرد خاک
ماه اگر بگذرد از این مسیر
سجده کند به خاک «میدان میر»
حیف که در فصل بهار شباب
قلب رضا گشت ز داغت کباب
خصم شنیدم که تو را زهر داد
داغ تو را بر دل عالم نهاد
محنت ایام جزای تو شد
اشک رضا وقف عزای تو شد
فاطمه را فروغ هر دو دیده
ایتها الصدیقة الشهیده
گر چه ز غم سوختی ای جان پاک
روز سپردند تنت را به خاک
اهل قم از آتش غم سوختند
چشم به تابوت تو می‌دوختند
چوبۀ تابوت به دوش ملک
شیون زنها همگی بر فلک
جسم تو شد ای همه خلقت فدا!
دفن به دستِ دو ولیِّ خدا
گنبد زرین تو یا فاطمه
گشته به قم چشم و چراغ همه
قبر تو پیدا همه در چشم ماست
خیز و بگو تربت زهرا کجاست
تو بضعۀ بضعۀ پیغمبری
چو مادرت شفیعۀ محشری
نغمۀ «میثم» که به گوش همه است
نالۀ «اشفعی لنا فاطمه» است

میلاد امام حسن عسکری

اي درود از داورت، بر جمال داوري
اي به خيل انبيات جز محمّد سروري
رتبـه‌ات بالاتــر از رتبــه ي پيغمبــري
اي خدايت داده بر خلق دو عالم برتري
عيد ميلادت مبارک يا امام عسکري(2)
*****
اي رخت آيينـه ي چارده خورشيد نور
صـد کليـم‌الله را طورِ نـور و نور طور
منجي کل وجود کرده از صلبت ظهور
نام نيکويت حسن چشم و چراغ حيدري
عيد ميلادت مبارک يا امام عسکري(2)
*****
خرم از رويت وجود  روشن از نورت فضا
نجـل پـاک فاطمه  نـور چشم مـرتضي
حضرتت دوم حسن سوميـن ابن‌الـرضا
محو خورشيد جمالت مهر و ماه و مشتري
عيد ميلادت مبارک يا امام عسکري(2)
*****
انبيـا مشتـاق تـو اوليــا دلبـــاخته
در مـه رويت خدا عکس خود انداخته
هيچکس قدر تو را جز خدا نشنـاخته
آري آري قدر گوهر را که داند گوهري
عيد ميلادت مبارک يا امام عسکري(2)
*****
از خـدا و انبيــا بر تن و جانت درود
آسماني‌هـا برنـد بر سر جانت درود
نجل هادي هستي و هاديِ کلِّ وجود
مي‌کند ماه جمالت تا ابد روشنگري
عيد ميلادت مبارک يا امام عسکري(2)
*****
جلـوه ي «الله و نــور» در نجوم ظاهره
بر تو و مهدي سلام از بتـول طاهره
کعبـه اهـل دلـي در زمين سامره
اي ز شهر سامرايت بر خلايق رهبري
عيد ميلادت مبارک يا امام عسکري(2)

میلاد امام حسن عسکری - استاد سازگار

زهي آن عبد خدايي که خدايي است جلالش
صلوات از طرف خالق سرمد به جمالش
حسن بن علي اين نجل جواد بن رضا را
که درود از علي و فاطمه و احمد و آلش
هر که بگرفته به رخ آبرو از خاک در او
اشک شوق آمده در چشمه ي چشم آب زلالش
هر که شد دور از او، گلشن فردوس، حرامش
هر که شد زائر او، وصل خداوند، حلالش
هر که بي‌مهرِ وي آرد به جزا طاعتِ سلمان
کلِّ طاعت به سر دوش شود کوهِ وبالش
او بوَد عسکري و عسکر او خيل ملايک
گو بيايند همه ديو صفت‌ها به قتالش
گرچه در تحت نظر بود، ولي فاتح دل شد
که روي سينه بوَد مهدي موعود، مدالش
خصمش از پا فتد و سر به در آرد ز جهنم
گر چه يک چند دهد حضرت دادار، مجالش
سجده بر تربتش آرند چه حور و چه ملايک
سائل سامره باشد چه نساء و چه رجالش
هر که رو بر حرمش کرد، جحيم است حرامش
هر که بر سامره‌اش پشت کند، واي به حالش
رَف‌رَفِ عقل کجا و پر پرواز عروجش؟
بيم دارم که به يک لحظه بسوزد پر و بالش
ز بهشت حرم سامره‌اش هر که گريزد
به خدا ديدن گلزار بهشت است محالش
وجه ناديده ي ذات ازلي، مصحف رويش
شاهکار قلم صنع الهي، خط و خالش
عوض خشم از او لاله ي لبخند ستاند
هر که با قهر کند روي به ميدان جدالش
اين عجب نيست که در عرش زند بانگ تفاخر
که به دور حرم سامره گردد مه و سالش
صلوات علي و فاطمه و خيل امامان
به کمال و به جلال و به جمال و به خصالش
گو بگردند ملايک همه‌جا ملک خدا را
نه توان ديد نظيرش، نه توان يافت مثالش
از خدا تا ابدالدهر جدا مانده و مانَد
هر که از راه محبت نبرد ره به وصالش
خسروان تاج گذارند و دل از تخت بشويند
راه يابند اگر يکسره در صفِّ نعالش
مدح او گر زِ خلايق نبوَد مي‌سزد آري
پسرش مهدي موعود زند دم ز مقالش
اگر از روي خداييش زند پرده به يک سو
مهر با جلوه ي خود ذره شود ماه هلالش
عالم دل شود آباد به ياد حرم او
گرچه کردند خراب از ره کين اهل ضلالش
اوست آن بنده که دارد به همه خلايق خدايي
او خدا نيست ولي وهم بوَد مات جلالش
قعر دريا و پر کاه خدايا چه بگويم
نظم من چون ببرد راه به درياي کمالش؟
به جز از مادر و جد و پدر و خيل امامان
اين محال است، محال است که يابند همالش
اوست آن باغ بهاري که خزان دور ز دورش
اوست آن مهر فروزان که به حق نيست زوالش
ناز بر جنّت و فردوس کند در صف محشر
گر بوَد در کفن شيعه گياهي ز نهالش
جان نهم در کف ساقي اگر از لطف و عنايت
دهدم جام و در آن جام بوَد عکس خيالش
خشک گرديده در اين جامه قلم در کف «ميثم»
چه بيارد؟ چه بگويد به چنين منطق لالش؟

میلاد امام حسن عسکری - استاد سازگار

کيستم من؟ گوهر ده بحر نور کبريايم
آفتاب سامره، روشنگر ملک خدايم
آسمان معرفت را در زمين شمس‌الضحايم
کعبه‌ام، رکنم، مقامم، مروه‌ام، سعيم، صفايم
منظـر حسـن خـدا مصباح انوارالهدايم
من ابوالمهدي امام عسکري ابن‌الرضايم
****
من همان درياي نور استم که نور از آن دميده
دين و دانش را خدا در موج موجم پروريده
در درونم گوهر نابي چو مهدي آفريده
انتهايم را به جز چشم خدا چشمي نديده
بشنويد اي آسماني‌هـا زميني‌ها صدايم
من ابوالمهدي امام عسکري ابن‌الرضايم
*****
چارده معصوم گل پيداست از باغ جمالم
نيست آگه از جلالم، غير ذات ذوالجلالم
تشنگان چشمه ي توحيد را آب زلالم
بنده‌ام اما چو حي بي‌مثالم، بي‌مثالم
فيض‌بخش عالمي از شهر «سرّ من رآ»يم
من ابوالمهدي امام عسکري ابن‌الرضايم
*****
من علي بن جواد بن رضا را نور عينم
پيشتر از عالم خلقت هدايت بوده دينم
گر چه در سنّ شبابم پير خلق عالمينم
هم محمّد، هم علي، هم مجتبايم، هم حسينم
هم بوَد زهد و کمال و عصمت خيرالنسايم
من ابوالمهدي امام عسکري ابن‌الرضايم
*****
پيشتر از خلقتم بر چشم عالم نور دادم
بر همه شورآفرينان تا قيامت شور دادم
پاسخ موسي بن عمران را به کوه طور دادم
حاجت ارباب حاجت را ز راه دور دادم
همچو اجدادم ز خلق عالمي مشکل‌ گشايم
من ابوالمهـدي امام عسکري ابن‌الرضايم
*****
من به شهر سامره خود کعبه ي اهل يقينم
پر زند همچون کبوتر در حرم روح‌ الامينم
حاجت کونين مي‌بارد چو باران زآستينم
حضرت مهدي پذيرايي کند از زائرينم
مهر و مه گيرند نور از گنبد و گلدسته‌هايم
من ابوالمهدي امام عسکري ابن‌ الرضايم
*****
حضرت هادي از اوّل ديد چون حُسن تمامم
خنده زد بر روي زيبا و «حسن» بگذاشت نامم
همچو قرآن بود روي سينه ي بابا مقامم
خود امام ابن امام ابن امام ابن امامم
دختـر پـاکِ يشـوعا، همسـر پاکيـزه‌‌رايم
من ابوالمهدي امام عسکري ابن‌الرضايم
*****
جلوه ي معلوم و نامعلوم را ديدند در من
سرِّ هر مفهوم و نامفهوم را ديدند در من
انتقام خون هر مظلوم را ديدند در من
فاش گويم چارده معصوم را ديدند در من
چارده معصوم نورم، بلکه خود وجه خدايم
من ابوالمهدي امام عسکري ابن‌الرضايم
*****
گر چه ويران کرد دست شوم دشمن تربتم را
لطف حق افزود بين خلق عالم عزّتم را
تا قيامت او نگهدار است عصر دولتم را
بار ديگر ديد دشمن قدر و جاه و رفعتم را
خشت خشت قبر ويران ‌گشته‌ام گويد ثنايم
من ابوالمهـدي امام عسکري ابن‌الرضايم
*****
مهر ما در قلب ابناء بشر پايان ندارد
هر که مهر ما ندارد، در حقيقت جان ندارد
و آنکه شد بيگانه با آل علي ايمان ندارد
درد بغض ما به جز خشم خدا درمان ندارد
اي خوشا آن ‌کس که گويد مدح، چون «ميثم» برايم
من ابوالمهـدي امـام عسکري ابـن الرضايم

وفات کریمه اهل البیت - شاعر رضا تاجیک

پیرهن مشکیم به تنم نشونه عشقه          حلقه اشکام تو چشام جوونه عشقه
بی بی عالم تو همیشه هوامو داری       یه سوال دارم عزاداریمو قبول داری

سرمایم اینه که بارها اومدم به قم زیارت
تو صف قیامتم دارم امید به شفاعت
بی بی جان معصومه2
اگه لیلایی دل ز مجنون شده مجنون تر      اگه زهرایی بذا من به تو بگم مادر
حرم عشقت قبله دوم ایرانه                  هنرت بی بی دلبری ز قلب سلطانه
من اگر چه قبله ی نمازمو کعبه می دونم
ولی خود به خود نمازمو به سوی تو می خونم
بی بی جان معصومه2
ستاره کاری شده گرد اون مزار تو     خوش به حال اون کسی که دفنه کنار تو
حوزتون بین آسمونا پر طرفداره        مجتهد میشه هر کی تو صحن تو می باره

هر کی میره پای درس فقه و پای درس خارج
قبوله با یک نگاه دختر باب الحوائج
بی بی جان معصومه2

میلاد امام حسن عسکری - شاعر استاد امیر حسین الفت

تماشایی شده جشن ملائکه آسمونی
به پا کردن توی جنت مراسم مولودی خونی
فرشته امشب به سروره    بساط مستی جور جوره
از آسمونا گل می باره
دستامون امشب به قنوته    به سمت و سوی ملکوته
هر کسی امشب حاجت داره
اگر که مست شراب کوثری/نفس بزن با نفس حیدری/بلند بگو یا امام عسگری
خوش آمدی یا امام عسکری 3

ستاره میزنه چشمک تا می بینه شمس الضحی رو
گرفته صورت ماهش چشم همه آئینه ها رو
نداره دلها سر و سامون      گل کرده امشب رو لبامون
نوای مولا یابن الزهرا
می زنه امشب نم بارون         غزل سروده دل مجنون
به عشق مولا یابن الزهرا
مرغ دل من مث کبوترا/پر زده امشب به سوی سامرا/نگا کن آقا به من بی نوا
خوش آمدی یا امام عسکری 3

میلاد امام حسن عسکری - شاعر استاد میثم میرزایی

بی قرارم بی قرارم دلم از سینه پریده
فراموشم شده غصه اومده صبح سپیده
بکنید هلهله برپا پدر مهدی رسیده
برای دلبرا دلبری یا حسن عسکری یا حسن عسکری
چقد شبیه حیدری یا حسن عسکری یا حسن عسکری

شب نوره شب شوره بساط عاشقی جوره
بذا پات و روی چشمام بی تو قلبم سوت و کوره
اگه قسمتم بهشته با تو نورٌ علی نوره
 
ز یوسفم خوشگل تری یا حسن عسکری یا حسن عسکری
چقد شبیه حیدری یا حسن عسکری یا حسن عسکری

ذکر تسبیح ملائک یا حسن سیدی مولاست
اسم زیبای تو آقا مایه تسکین دلهاست
اومده وارث حیدر خنده رو لبهای زهراست
وارث عصمت مادری یا حسن عسکری یا حسن عسکری
چقد شبیه حیدری یا حسن عسکری یا حسن عسکری