امشب از ناله‌ي طفلان خبري مي‌آيد

از برِ خانه‌ي حيدر شرري مي‌آيد

يا حيدر ـ يا حيدر (2)

در برش بستر بابا به كفش سجاده

زينب از داغ پدر از تب و تاب افتاده

پدرش گاه به هوش است گهي بي‌هوش است

كار زينب همه دم اشك و شرر، فرياده

يا حيدر ـ يا حيدر (2)

واي از بغض حسن گريه و سوز و آهش

واي از اشك حسين، غربت روي ماهش

غم عباس فزون شد ز فراق بابا

دل بسوزد ز غم و آهِ دلِ جانكاهش

يا حيدر ـ يا حيدر (2)

در جنان حضرت زهرا به دو دست خسته

زخمِ كاريِ علي را به نگاهي بسته

گوئيا عرش و زمين از حركت وا مانده

شيشه‌ي عمر زمان سنگ جفا بشكسته

يا حيدر ـ يا حيدر (2)