۳۰سال و اندی میشود درتاب و در تب

۳۰سال و اندی میشود میسوزی هرشب

۳۰سال و اندی میشود می باری آقا

پای غزل مرثیه های عمه زینب

 

آهت دلیل بغض دل های تپنده ست

گفتی مرو بابا ، عدو تیغش برنده ست

چه گریه بازاری شده در خانه ی تو

کافی ست آقا روضه هایتان کشنده ست

 

بهتر نبيني گوشواره بين گوشي

بهتر همان كه تا ابد آبي ننوشي

اين ضجه آخر كار دستت ميدهد پس

بهتر همان كه پيرهن ديگر نپوشي

 

زل ميزني گاهي بسوي گاهواره

گاهي بسوي مشك آبي پاره پاره

بر سر مي اندازي عبا و باز از نو...

دق ميدهد آخر تو را يك شيرخواره

 

وقتي مي آيد صحبت گودال آقا

يادت مي آيد غارت اموال آقا

وقتي كه ياد عصر عاشورا مي افتي

حق داري آخر ميروي از حال آقا

 

يابن حسين بن علي شيخ البكايي

تو جانشين حضرت خون خدايي

اي يادگار روز عاشورا همين بس

هفتاد و سومين شهيد كربلايي