از غربتت اگر چه ...
از غربتت اگر چه سخنهاست يا علي
دنيا دگر بدون تو تنهاست يا علي
گويي هنوز دامن محراب کوفه را
آثار خون ز فرق تو پيداست يا علي
آثار سجده، زخم جبين، روي غرق خون
در محضر خدات چه زيباست يا علي
تا دستهگل براي تو آرند از بهشت
بر روي دست محسن زهراست يا علي
گرچه شکافت فرق تو در صبحگاه قدر
هر شب براي تو شب احياست يا علي
شمشير ديد عازم وصل خدا شدي
روي تو را به خون تو آراست يا علي
دنيا چه پست بود که مثل تو را نخواست
از تو بريد و غير تو را خواست يا علي
کوفه پس از شهادت تو گشته متّحد
بر کشتن حسين مهياست يا علي
گويي گرفته بهر تصدّق به دست، نان
چشم انتظار زينب کبراست يا علي
«ميثم» گرفته دست توسّل به سوي تو
او تشنه و نگاه تو درياست يا علي
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 10:48 توسط علیرضا نژادحسین
|
مي پرم بابال او تا انتها . . .